repelling

[ایالات متحده]/rɪˈpɛlɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈpɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حال استمراری repel; باعث عدم پسند یا بی‌میلی شدن; به دور راندن یا رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

repelling force

نیروی دفع

repelling magnets

مغناطیس‌های دفع کننده

repelling spray

اسپری دفع

repelling barrier

حصار دفع

repelling effect

اثر دفع

repelling agent

عامل دفع

repelling forcefield

میدان نیروی دفع

repelling behavior

رفتار دفع کننده

repelling energy

انرژی دفع

repelling waves

امواج دفع

جملات نمونه

the repelling odor of garbage filled the air.

بوی نامطبوع زباله هوا را پر کرد.

his repelling attitude pushed everyone away.

حرف ناپسند او باعث دور شدن همه شد.

the repelling force of the magnets was surprising.

نیروی دفع مغناطیس‌ها شگفت‌انگیز بود.

she found the repelling behavior of the insect fascinating.

رفتار دفع‌کننده حشره برای او جذاب بود.

the repelling nature of the chemical kept pests away.

طبیعت دفع‌کننده ماده شیمیایی باعث دور شدن آفات شد.

his repelling remarks offended many people.

اظهارات ناپسند او باعث ناراحتی بسیاری از مردم شد.

the repelling taste of the medicine made it hard to swallow.

طعم ناخوشایند دارو باعث می‌شد بلعیدن آن سخت باشد.

they used repelling techniques to deter intruders.

آنها از تکنیک‌های دفع برای جلوگیری از ورود متجاوزان استفاده کردند.

her repelling demeanor made it difficult to approach her.

رفتار دفع‌کننده‌اش باعث می‌شد به او نزدیک شدن سخت باشد.

the repelling design of the product was intentional.

طراحی دفع‌کننده محصول عمدی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید