reprove

[ایالات متحده]/rɪ'pruːv/
[بریتانیا]/rɪ'pruv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سرزنش کردن; محکوم کردن; انتقاد کردن
vi. توبیخ کردن; متهم کردن; تذکر دادن
Word Forms
زمان گذشتهreproved
قسمت سوم فعلreproved
صفت یا فعل حال استمراریreproving
شکل سوم شخص مفردreproves

جملات نمونه

he was reproved for obscenity.

او به دلیل فحاشی مورد توبیخ قرار گرفت.

The school boy took it ill that the teacher reproved him for idleness.

پسر مدرسه‌ای ناراحت شد که معلم او را به دلیل تنبلی مورد توبیخ قرار داد.

With a quick look the teacher reproved the child for whispering in class.

با نگاهی سریع، معلم کودک را به دلیل صحبت کردن در کلاس مورد توبیخ قرار داد.

We reprove and condemn it as gravely offensive to the dignity of this Apostolic See,to Our own person,to the Episcopacy,and to the clergy and all the Catholics of France.

ما آن را به شدت ناپسند و محکوم می‌کنیم که به شدت توهین‌آمیز است برای حفظ حرمت تداوم رسولی این مجمع مقدس، برای شخص خودمان، برای اسقف‌نشین‌ها و برای روحانیون و همه کاتولیک‌های فرانسه.

The teacher had to reprove the student for talking during the exam.

معلم مجبور شد دانش‌آموز را به دلیل صحبت کردن در حین امتحان مورد توبیخ قرار دهد.

It is important to reprove unethical behavior in the workplace.

مهم است که رفتار غیر اخلاقی را در محیط کار مورد توبیخ قرار داد.

Parents should reprove their children when they misbehave.

والدین باید فرزندان خود را زمانی که بدرفتاری می‌کنند مورد توبیخ قرار دهند.

The manager had to reprove the employee for being late to work.

مدیر مجبور شد کارمند را به دلیل دیر رسیدن به سر کار مورد توبیخ قرار دهد.

She did not appreciate being reproved in front of her colleagues.

او از اینکه در حضور همکارانش مورد توبیخ قرار گرفت خوشحال نبود.

He tried to reprove her for her careless mistake.

او سعی کرد او را به دلیل اشتباه بی‌احتیاطی‌اش مورد توبیخ قرار دهد.

The coach reproved the player for not following the team's strategy.

مربی بازیکن را به دلیل عدم پیروی از استراتژی تیم مورد توبیخ قرار داد.

It is necessary to reprove any form of discrimination in the workplace.

لازم است هر شکلی از تبعیض را در محیط کار مورد توبیخ قرار داد.

She gently reproved her friend for being too critical.

او به آرامی دوست خود را به دلیل بیش از حد انتقادی بودن مورد توبیخ قرار داد.

The supervisor had to reprove the team for missing the deadline.

سرپرست مجبور شد تیم را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر مورد توبیخ قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید