skewering

[ایالات متحده]/ˈskjuːərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskjuːərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل فرو کردن یا نخ کردن غذا بر روی سیخ

عبارات و ترکیب‌ها

skewering criticism

نقد کردن

skewering arguments

استدلال را به سخره گرفتن

skewering ideas

ایده‌ها را به سخره گرفتن

skewering humor

طنز را به سخره گرفتن

skewering opinions

دیدگاه‌ها را به سخره گرفتن

skewering myths

اسطوره‌ها را به سخره گرفتن

skewering stereotypes

کلیشه‌ها را به سخره گرفتن

skewering beliefs

باورها را به سخره گرفتن

skewering practices

نظم‌ها را به سخره گرفتن

skewering trends

روندهای را به سخره گرفتن

جملات نمونه

skewering the meat on the grill adds flavor.

کباب کردن گوشت روی گریل طعم را اضافه می‌کند.

she enjoys skewering vegetables for the barbecue.

او از کباب کردن سبزیجات برای باربکیو لذت می‌برد.

the chef is skilled at skewering fish for grilling.

سرآشپز در کباب کردن ماهی برای گریل مهارت دارد.

he was skewering his critics with sharp remarks.

او منتقدان خود را با اظهارات تند مورد حمله قرار داد.

skewering the chicken ensures even cooking.

کباب کردن مرغ باعث پخت یکنواخت آن می‌شود.

the artist is skewering societal norms in her work.

هنرمند در آثار خود به هنجارهای اجتماعی حمله می‌کند.

skewering opinions can lead to interesting discussions.

بررسی نظرات می‌تواند منجر به بحث‌های جالب شود.

he was skewering the steak perfectly on the skewer.

او استیک را به طور کامل روی سیخ کباب کرد.

skewering the fruit makes it easy to eat at parties.

کباب کردن میوه خوردن آن را در مهمانی‌ها آسان می‌کند.

she has a talent for skewering the essence of a story.

او استعداد کباب کردن جوهره یک داستان را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید