slouches

[ایالات متحده]/slaʊtʃɪz/
[بریتانیا]/slaʊtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی از ایستادن یا نشستن به صورت تنبل یا افتاده
v. به صورت تنبل یا افتاده ایستادن، نشستن یا راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

he slouches

او خمیده می‌نشیند

she slouches

او خمیده می‌نشیند

slouches often

اغراقاً خمیده می‌نشیند

slouches around

در اطراف خمیده می‌نشیند

slouches back

خمیده به عقب می‌نشیند

slouches in

در داخل خمیده می‌نشیند

slouches down

به سمت پایین خمیده می‌نشیند

slouches forward

به سمت جلو خمیده می‌نشیند

slouches at work

در حین کار خمیده می‌نشیند

slouches on couch

روی مبل خمیده می‌نشیند

جملات نمونه

he always slouches when he sits at his desk.

او همیشه در حالی که روی میز می نشیند، خمیده می شود.

don't slouch; it can hurt your back.

خم نشوید؛ ممکن است به کمرتان آسیب برساند.

she slouches on the couch while watching tv.

او در حالی که تلویزیون تماشا می کند، روی مبل خمیده می شود.

his posture improves when he stops slouching.

حالت بدنش بهتر می شود وقتی از خمیده نشستن دست می کشد.

slouching can lead to poor posture over time.

خمیده نشستن می تواند در طول زمان منجر به بدفرمتی شود.

she noticed that he slouches during meetings.

او متوجه شد که او در طول جلسات خمیده می شود.

encourage children not to slouch while studying.

از کودکان بخواهید در هنگام مطالعه خمیده نشوند.

slouching can make you appear less confident.

خمیده نشستن می تواند باعث شود که کمتر با اعتماد به نفس به نظر برسید.

he was scolded for slouching in class.

او به دلیل خمیده نشستن در کلاس توبیخ شد.

try to avoid slouching when you walk.

سعی کنید وقتی راه می روید از خمیده نشستن خودداری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید