smarted

[ایالات متحده]/smɑːtɪd/
[بریتانیا]/smɑrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (یک زخم) درد کشیدن؛ درد تیز احساس کردن؛ درد ایجاد کردن؛ رنج بردن

عبارات و ترکیب‌ها

smarted from

از درد رنجید

smarted in

درد داشت

smarted at

به خاطر درد

smarted over

نگران بود

smarted under

تحت فشار درد

smarted through

در میان درد

smarted away

دور از درد

smarted too

خیلی درد داشت

smarted badly

به شدت درد داشت

smarted again

دوباره درد داشت

جملات نمونه

after falling off his bike, his leg smarted for hours.

بعد از افتادن از دوچرخه، پای او ساعت‌ها درد می‌کرد.

the sunburn smarted every time she applied lotion.

هر بار که لوسیون می‌زد، آفتاب سوختگی‌اش درد می‌کرد.

he smarted from the harsh words his friend said.

از کلمات تند دوستی‌اش رنجید.

she couldn't help but smart when he criticized her work.

وقتی او از کارش انتقاد کرد، او نتوانست جلوی ناراحتی خود را بگیرد.

the cut on his finger smarted whenever he touched it.

هر زمان که به آن دست می‌زد، بریدگی روی انگشتش درد می‌کرد.

his pride smarted after losing the competition.

بعد از باختن در مسابقه، غرورش رنجید.

she smarted from the embarrassment of tripping in public.

از خجالت زمین خوردن در ملاء عام رنجید.

the sting from the bee smarted for a while.

گزش زنبور برای مدتی درد می‌کرد.

he smarted at the thought of missing the deadline.

فکر کردن به از دست دادن مهلت تحویل، او را آزار می‌داد.

her heart smarted when she saw him with someone else.

وقتی او را با شخص دیگری دید، قلبش رنجید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید