snares

[ایالات متحده]/snɛəz/
[بریتانیا]/snɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تله‌ها یا وسایلی که برای به دام انداختن حیوانات استفاده می‌شوند؛ چیزهایی که کسی را به شکست یا ضرر می‌کشاند؛ وسوسه‌ها
v. برای به دام انداختن یا گرفتار کردن کسی با استفاده از تله

عبارات و ترکیب‌ها

catching snares

گرفتن تله

snares for animals

تله برای حیوانات

snares of fate

تله سرنوشت

hidden snares

تله های پنهان

snares in life

تله های زندگی

snares of temptation

تله وسوسه

snares of deceit

تله فریب

snares of danger

تله خطر

snares and traps

تله و دام

جملات نمونه

the hunter set up snares in the forest.

شکارچی تله‌ها را در جنگل نصب کرد.

she carefully avoided the snares laid by the poachers.

او با دقت از تله‌هایی که توسط شکارچیان متخلف کار گذاشته شده بود، اجتناب کرد.

they used snares to catch rabbits for dinner.

آنها از تله‌ها برای گرفتن خرگوش برای شام استفاده کردند.

the snares were effective in trapping small animals.

تله‌ها در به دام انداختن حیوانات کوچک مؤثر بودند.

he learned how to set snares from his grandfather.

او یاد گرفت که چگونه تله‌ها را از پدربزرگش نصب کند.

we found several snares while hiking in the mountains.

ما در حالی که در کوه‌ها پیاده‌روی می‌کردیم، چندین تله پیدا کردیم.

the local wildlife was affected by the snares left behind.

حیات وحش محلی تحت تأثیر تله‌های رها شده قرار گرفت.

he was warned about the snares hidden in the underbrush.

او در مورد تله‌های پنهان در بوته‌ها هشدار داده شد.

setting snares requires skill and patience.

گذاشتن تله‌ها به مهارت و صبر نیاز دارد.

the game warden inspected the area for illegal snares.

نگهبان بازی منطقه را برای بررسی تله‌های غیرقانونی بازرسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید