threaten

[ایالات متحده]/ˈθretn/
[بریتانیا]/ˈθretn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ابراز نیت برای آسیب رساندن یا مجازات کردن؛ هشدار دادن درباره خطر یا آسیب بالقوه
vi. منبع بالقوه خطر یا آسیب بودن
Word Forms
زمان گذشتهthreatened
شکل سوم شخص مفردthreatens
قسمت سوم فعلthreatened
صفت یا فعل حال استمراریthreatening

عبارات و ترکیب‌ها

threatening behavior

رفتار تهدیدآمیز

جملات نمونه

threaten him with death

تهدید کردن او با مرگ

threaten to do sth.

تهدید به انجام کاری

The clouds threaten rain.

ابرها بارش را تهدید می کنند.

the project was threatened with cancellation by the government.

پروژه با خطر لغو توسط دولت مواجه بود.

the affair threatened to be a cesspit of scandal.

این ماجرا تهدید به تبدیل شدن به یک باتلاق رسوایی کرد.

the men threatened staff with a handgun.

مردان کارکنان را با یک اسلحه دستی تهدید کردند.

They threatened to baton him to death.

آنها تهدید کردند که او را با چوب ضربه بزنند تا بمیرد.

The black clouds threaten a storm.

ابر سیاه نشانه‌ی طوفان است.

They threatened me with violence.

آنها با خشونت مرا تهدید کردند.

The whole country is threatened with starvation.

کل کشور در معرض خطر گرسنگی است.

had to be bludgeoned into fulfilling his responsibilities. See also Synonyms at threaten

او مجبور بود تا با فشار و اجبار مسئولیت‌های خود را انجام دهد. همچنین به مترادف‌ها در بخش تهدید توجه کنید.

a policy that threatens to destabilize the economy; a new weapon that threatens to destabilize nuclear deterrence.

سیاستی که تهدید می‌کند اقتصاد را بی‌ثبات کند؛ یک سلاح جدید که تهدید می‌کند بازدارندگی هسته‌ای را بی‌ثبات کند.

A gang of scamps threatened us.

یک گروه از افراد چاپلوس ما را تهدید کردند.

He was well-known for his violent and threatening behaviour.

او به دلیل رفتار خشونت آمیز و تهدید آمیزش به خوبی شناخته شده بود.

you threaten and bluster, but won't carry it through.

شما تهدید و خودنمایی می کنید، اما نمی توانید آن را به سر انجام برسانید.

Britain threatened to break off diplomatic relations.

بریتانییا تهدید کرد که روابط دیپلماتیک را قطع کند.

the bank was threatening to foreclose on his mortgage.

بانک تهدید می‌کرد که قصد دارد وام مسکن او را ضبط کند.

threatening to tear it off its hinges.

تهدید به جدا کردن آن از لولاها

نمونه‌های واقعی

Some cultural heritage has been threatened.

برخی از میراث فرهنگی مورد تهدید قرار گرفته است.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

Artificial intelligence could also threaten existing jobs.

هوش مصنوعی نیز ممکن است مشاغل موجود را تهدید کند.

منبع: VOA Daily Standard May 2018 Collection

11. What did the woman threaten to do?

11. زن چه تهدیدی کرد انجام دهد؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Did you find GPS threatening to your masculinity?

آیا GPS را برای مردانگی شما تهدیدآمیز یافتید؟

منبع: Focus on the Oscars

Fifth days struck him as peculiarly threatening.

روزهای پنجم برای او به طرز خاص تهدیدآمیز به نظر می رسید.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Low repayment rates threaten to undo this.

نرخ بازپرداخت پایین تهدید می کند که این را لغو کند.

منبع: The Economist (Summary)

So, Neil, imagine something is physically threatening you.

پس، نیل، تصور کنید چیزی به طور فیزیکی شما را تهدید می کند.

منبع: Learn English by following hot topics.

Rising sea levels do not just threaten Tuvalu.

افزایش سطح دریاها فقط تووالو را تهدید نمی کند.

منبع: Global Slow English

So many factors threatened to sweep the economy.

عوامل زیادی وجود داشتند که تهدید می کردند اقتصاد را در بر بگیرند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

" Xaro Xhoan Daxos does not threaten. He promises" .

«زارو خواان داکسس تهدید نمی کند. او قول می دهد.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید