tidying up
مرتب کردن
tidying room
مرتب کردن اتاق
tidying space
مرتب کردن فضا
tidying desk
مرتب کردن میز
tidying clothes
مرتب کردن لباسها
tidying books
مرتب کردن کتابها
tidying toys
مرتب کردن اسباببازیها
tidying kitchen
مرتب کردن آشپزخانه
tidying garage
مرتب کردن گاراژ
tidying office
مرتب کردن دفتر
she spent the afternoon tidying her room.
او بعد از ظهر مشغول مرتب کردن اتاق خود شد.
he is always tidying up after his kids.
او همیشه بعد از بچههایش مرتب میکند.
tidying the house is part of her daily routine.
مرتب کردن خانه بخشی از برنامه روزانه او است.
they started tidying the garden before the guests arrived.
آنها قبل از رسیدن مهمانان شروع به مرتب کردن باغ کردند.
she finds tidying therapeutic after a long day.
او مرتب کردن را بعد از یک روز طولانی آرامشبخش میداند.
we need to spend some time tidying the office.
ما باید کمی وقت صرف مرتب کردن دفتر کنیم.
he enjoys tidying his workspace every morning.
او از مرتب کردن فضای کاری خود هر روز صبح لذت میبرد.
tidying up can help clear your mind.
مرتب کردن میتواند به پاک کردن ذهن شما کمک کند.
she taught her children the importance of tidying.
او به فرزندانش اهمیت مرتب کردن را آموزش داد.
after tidying, the room looked much better.
بعد از مرتب کردن، اتاق خیلی بهتر به نظر میرسید.
tidying up
مرتب کردن
tidying room
مرتب کردن اتاق
tidying space
مرتب کردن فضا
tidying desk
مرتب کردن میز
tidying clothes
مرتب کردن لباسها
tidying books
مرتب کردن کتابها
tidying toys
مرتب کردن اسباببازیها
tidying kitchen
مرتب کردن آشپزخانه
tidying garage
مرتب کردن گاراژ
tidying office
مرتب کردن دفتر
she spent the afternoon tidying her room.
او بعد از ظهر مشغول مرتب کردن اتاق خود شد.
he is always tidying up after his kids.
او همیشه بعد از بچههایش مرتب میکند.
tidying the house is part of her daily routine.
مرتب کردن خانه بخشی از برنامه روزانه او است.
they started tidying the garden before the guests arrived.
آنها قبل از رسیدن مهمانان شروع به مرتب کردن باغ کردند.
she finds tidying therapeutic after a long day.
او مرتب کردن را بعد از یک روز طولانی آرامشبخش میداند.
we need to spend some time tidying the office.
ما باید کمی وقت صرف مرتب کردن دفتر کنیم.
he enjoys tidying his workspace every morning.
او از مرتب کردن فضای کاری خود هر روز صبح لذت میبرد.
tidying up can help clear your mind.
مرتب کردن میتواند به پاک کردن ذهن شما کمک کند.
she taught her children the importance of tidying.
او به فرزندانش اهمیت مرتب کردن را آموزش داد.
after tidying, the room looked much better.
بعد از مرتب کردن، اتاق خیلی بهتر به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید