transmogrifier device
دستگاه تبدیلکننده
using a transmogrifier
استفاده از دستگاه تبدیلکننده
the transmogrifier
دستگاه تبدیلکننده
transmogrifier's function
عملکرد دستگاه تبدیلکننده
powerful transmogrifier
دستگاه تبدیلکننده قدرتمند
transmogrifier system
سیستم دستگاه تبدیلکننده
transmogrifier technology
فناوری دستگاه تبدیلکننده
the transmogrifier altered the lead into gold with surprising ease.
دستگاه دگرگونساز به طرز شگفتانگیزی سرب را به طلا تبدیل کرد.
he used a complex transmogrifier to change the water into wine.
او از یک دستگاه دگرگونساز پیچیده برای تبدیل آب به شراب استفاده کرد.
the scientist’s new transmogrifier could reshape matter at a molecular level.
دستگاه دگرگونساز جدید دانشمند میتوانست ماده را در سطح مولکولی تغییر شکل دهد.
the story featured a magical transmogrifier that turned people into animals.
داستان شامل یک دستگاه دگرگونساز جادویی بود که مردم را به حیوانات تبدیل میکرد.
careful calibration is essential when operating a transmogrifier.
تنظیم دقیق، هنگام کار با یک دستگاه دگرگونساز ضروری است.
the transmogrifier malfunctioned, creating a bizarre, gelatinous blob.
دستگاه دگرگونساز دچار نقص فنی شد و یک لکهی عجیب و ژلاتینی ایجاد کرد.
they hoped the transmogrifier would solve the energy crisis.
آنها امیدوار بودند که دستگاه دگرگونساز بحران انرژی را حل کند.
the prototype transmogrifier was bulky and unreliable.
دستگاه دگرگونساز نمونه اولیه بزرگ و غیرقابل اعتماد بود.
the transmogrifier’s settings allowed for precise material conversion.
تنظیمات دستگاه دگرگونساز امکان تبدیل دقیق مواد را فراهم میکرد.
the company patented their revolutionary new transmogrifier design.
شرکت طرح جدید و انقلابی دستگاه دگرگونساز خود را ثبت کرد.
the transmogrifier’s power source was a tightly guarded secret.
منبع تغذیه دستگاه دگرگونساز یک راز محفاظت شده بود.
transmogrifier device
دستگاه تبدیلکننده
using a transmogrifier
استفاده از دستگاه تبدیلکننده
the transmogrifier
دستگاه تبدیلکننده
transmogrifier's function
عملکرد دستگاه تبدیلکننده
powerful transmogrifier
دستگاه تبدیلکننده قدرتمند
transmogrifier system
سیستم دستگاه تبدیلکننده
transmogrifier technology
فناوری دستگاه تبدیلکننده
the transmogrifier altered the lead into gold with surprising ease.
دستگاه دگرگونساز به طرز شگفتانگیزی سرب را به طلا تبدیل کرد.
he used a complex transmogrifier to change the water into wine.
او از یک دستگاه دگرگونساز پیچیده برای تبدیل آب به شراب استفاده کرد.
the scientist’s new transmogrifier could reshape matter at a molecular level.
دستگاه دگرگونساز جدید دانشمند میتوانست ماده را در سطح مولکولی تغییر شکل دهد.
the story featured a magical transmogrifier that turned people into animals.
داستان شامل یک دستگاه دگرگونساز جادویی بود که مردم را به حیوانات تبدیل میکرد.
careful calibration is essential when operating a transmogrifier.
تنظیم دقیق، هنگام کار با یک دستگاه دگرگونساز ضروری است.
the transmogrifier malfunctioned, creating a bizarre, gelatinous blob.
دستگاه دگرگونساز دچار نقص فنی شد و یک لکهی عجیب و ژلاتینی ایجاد کرد.
they hoped the transmogrifier would solve the energy crisis.
آنها امیدوار بودند که دستگاه دگرگونساز بحران انرژی را حل کند.
the prototype transmogrifier was bulky and unreliable.
دستگاه دگرگونساز نمونه اولیه بزرگ و غیرقابل اعتماد بود.
the transmogrifier’s settings allowed for precise material conversion.
تنظیمات دستگاه دگرگونساز امکان تبدیل دقیق مواد را فراهم میکرد.
the company patented their revolutionary new transmogrifier design.
شرکت طرح جدید و انقلابی دستگاه دگرگونساز خود را ثبت کرد.
the transmogrifier’s power source was a tightly guarded secret.
منبع تغذیه دستگاه دگرگونساز یک راز محفاظت شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید