morph into
تبدیل شدن به
morph out
بیرون آمدن
morph together
با هم ترکیب شدن
morph quickly
به سرعت تغییر شکل دادن
morph gradually
به تدریج تغییر شکل دادن
morph seamlessly
بدون درز تغییر شکل دادن
morph easily
به راحتی تغییر شکل دادن
morph naturally
به طور طبیعی تغییر شکل دادن
morph significantly
به طور قابل توجهی تغییر شکل دادن
morph continuously
به طور مداوم تغییر شکل دادن
over time, the caterpillar will morph into a beautiful butterfly.
با گذشت زمان، کرم شبپرنده به یک پروانهی زیبا تبدیل خواهد شد.
as technology advances, our communication methods will morph.
با پیشرفت فناوری، روشهای ارتباطی ما تغییر خواهند کرد.
artists often morph their styles to keep their work fresh.
هنرمندان اغلب سبکهای خود را تغییر میدهند تا آثارشان تازه بماند.
in the story, the hero can morph into different animals.
در داستان، قهرمان میتواند به حیوانات مختلف تبدیل شود.
people can morph their identities based on social situations.
افراد میتوانند هویت خود را بر اساس موقعیتهای اجتماعی تغییر دهند.
the software allows users to morph images seamlessly.
نرمافزار به کاربران اجازه میدهد تصاویر را به طور یکپارچه تغییر دهند.
with practice, your skills will morph into something extraordinary.
با تمرین، مهارتهای شما به چیزی خارقالعاده تبدیل خواهد شد.
fashion trends tend to morph every season.
ترندهای مد معمولاً هر فصل تغییر میکنند.
his personality began to morph after he moved to a new city.
شخصیت او پس از نقل مکان به یک شهر جدید شروع به تغییر کرد.
in the lab, scientists can morph cells to study their behavior.
در آزمایشگاه، دانشمندان میتوانند سلولها را تغییر دهند تا رفتار آنها را مطالعه کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید