trotting

[ایالات متحده]/ˈtrɒtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrɑːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از trot; به سرعت راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

slow trotting

تعویض آهسته

fast trotting

تعویض سریع

trotting horse

اسب تازه‌نورد

trotting track

مسیر تعویض

easy trotting

تعویض آسان

trotting along

تعویض در طول

trotting pace

سرعت تعویض

trotting dog

سگ تعویض

trotting rhythm

ریتم تعویض

trotting exercise

تمرین تعویض

جملات نمونه

the horse was trotting gracefully across the field.

اسب به طور مؤدبانه و با ظرافت در سراسر زمین میدوید.

she enjoys trotting in the park every morning.

او از دویدن آرام در پارک هر روز صبح لذت می برد.

we saw a dog trotting beside its owner.

ما یک سگ را در کنار صاحبش دیدیم که میدوید.

the children were trotting along the path happily.

کودکان با خوشحالی در امتداد مسیر میدویدند.

he was trotting to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس میدوید.

the runners were trotting slowly to warm up.

دوچرخه سوارها به آرامی برای گرم کردن میدویدند.

she kept trotting even when it started to rain.

او حتی وقتی باران شروع شد، میدوید.

the little pony was trotting around the yard.

پونی کوچک در حیاط میدوید.

he enjoys trotting through the countryside on weekends.

او از دویدن آرام در حومه شهر در آخر هفته ها لذت می برد.

they were trotting back home after the picnic.

آنها بعد از پیک نیک به خانه بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید