unto

[ایالات متحده]/'ʌntʊ/
[بریتانیا]/'ʌntə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. به; به سمت; تا

عبارات و ترکیب‌ها

give unto

به دادن

unto thee

به تو

unto the Lord

به خداوند

unto others

به دیگران

جملات نمونه

a fast unto death.

سریع تا مرگی

He spoke unto her.

او با او سخن گفت.

loyal even unto death.

وفادار حتی تا مرگی.

giving honour unto the wife, as unto the weaker vessel.

با احترام به همسر، مانند یک ظرف ضعیف‌تر.

An executive who is a law unto herself.

مدیری که قانون خودش است.

I say unto you, be gone.

من به شما می‌گویم، بروید.

marriage was forever—unto death.

ازدواج برای همیشه بود - تا مرگ.

Peace be unto you. Woe is me.

صلح با شما باشد. چه بد!

Do unto others as you would have them do unto you.

با دیگران همان‌طور رفتار کنید که می‌خواهید آن‌ها با شما رفتار کنند.

a place unto itself, quite unlike its surroundings.

مکانی برای خود، کاملاً متفاوت از محیط اطراف.

And the LORD said unto Moses, Take unto thee sweet spices, stacte, and onycha, and galbanum;

و خداوند به موسی گفت: ادویه‌های خوشبو، استاکت، اونیکا و گالبانوم را برای خودت بگیر.

the Emperor Constantine used this speech sometime unto his bishops.

امپراتور کنستانتین گاهی اوقات این سخنرانی را برای اسقفان خود به کار می‌برد.

My beloved is unto me as a cluster of camphire in the vineyards of Engedi.

عزیزم برای من مانند خوشه ای از درخت عطرآگین در تاکستان های انگیدی است.

And the field, and the cave that is therein, were made sure unto Abraham for a possession of a buryingplace by the sons of Heth.

و آن مزرعه و غاری که در آنجا بود، برای ابراهیم به عنوان مالکیت یک مکان دفن توسط پسران حث اطمینان حاصل شد.

No matter how high one's position, he must never be a law unto himself.

مهم نیست چه قدر مقام فرد بالا باشد، او هرگز نباید قانون خودش باشد.

And ye shall say unto the goodman of the house, The Master saith unto thee, Where is the guestchamber, where I shall eat the passover with my disciples?

و شما به صاحب خانه بگویید: استاد به شما می‌گوید: اتاق مهمان کجاست، جایی که من با شاگردانم عشاء ربانی را خواهم خورد؟

If I be not an apostle unto others, yet doubtless I am to you: for the seal of mine apostleship are ye in the Lord.

اگر من برای دیگران مبلغ نباشم، البته برای شما هستم: زیرا مهر نبوت من شما در خداوند هستید.

And as they bound him with thongs, Paul said unto the centurion that stood by, Is it lawful for you to scourge a man that is a Roman, and uncondemned?

و زمانی که او را با زنجیرها بستند، پولس به سدهبان که آنجا ایستاده بود، گفت: آیا برای شما رواست که مردی را که رومی و محکوم نشده است، شلاق زنید؟

Say unto them which daub it with untempered morter, that it shall fall: there shall be an overflowing shower;

به آنها بگو که آن را با ملات غیرقابل استفاده نقاشی می‌کنند، آن سقوط خواهد کرد: بارانی سیل‌آسا خواهد بود;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید