welcoming

[ایالات متحده]/ˈwɛlkəmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɛlkəmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از welcome; با خوشحالی سلام کردن یا پذیرایی کردن; امیدوار بودن یا خواستن

عبارات و ترکیب‌ها

warm welcoming

برخورد گرم

friendly welcoming

برخورد دوستانه

welcoming atmosphere

فضای دلپذیر

welcoming gesture

حرکت استقبال

welcoming smile

لبخند استقبال

welcoming environment

محیط دلپذیر

welcoming committee

کمیته استقبال

welcoming home

بازگشت به خانه

welcoming speech

سخنرانی استقبال

welcoming party

جشن استقبال

جملات نمونه

the hotel staff were very welcoming to all guests.

کادر هتل به همه مهمانان بسیار خوشامدگویی کردند.

she has a welcoming smile that puts everyone at ease.

او لبخند خوشایندی دارد که باعث می شود همه احساس آرامش کنند.

the community is known for its welcoming atmosphere.

جامعه به خاطر فضای دلپذیرش شناخته شده است.

they organized a welcoming party for the new employees.

آنها یک مهمانی خوشامدگویی برای کارمندان جدید ترتیب دادند.

the welcoming committee greeted us at the entrance.

کمیته خوشامدگویی ما را در ورودی استقبال کرد.

her welcoming nature makes her a great host.

طبع مهربان او باعث می شود که میزبان خوبی باشد.

the school created a welcoming environment for students.

مدرسه یک محیط دلپذیر برای دانش آموزان ایجاد کرد.

he received a warm and welcoming reception at the event.

او در این رویداد مورد استقبال گرم و صمیمانه قرار گرفت.

the restaurant is known for its welcoming decor.

رستوران به خاطر دکوراسیون دلپذیرش شناخته شده است.

they sent a welcoming message to all participants.

آنها یک پیام خوشامدگویی به همه شرکت کنندگان ارسال کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید