whisper

[ایالات متحده]/ˈwɪspə(r)/
[بریتانیا]/ˈwɪspər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گفتگوی آرام؛ شایعه؛ صدای خش خش
vi. به آرامی صحبت کردن؛ در صدای پایین گفتگو کردن؛ صدای خش خش تولید کردن
vt. به آرامی صحبت کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwhispers
جمعwhispers
زمان گذشتهwhispered
قسمت سوم فعلwhispered
صفت یا فعل حال استمراریwhispering

عبارات و ترکیب‌ها

in a whisper

در یک زمزمه

جملات نمونه

She leaned in to whisper a secret in his ear.

او برای زمزمه کردن یک راز در گوش او جلو آمد.

The wind whispered through the trees.

باد در میان درختان زمزمه کرد.

He whispered sweet nothings to her under the moonlight.

او جملات عاشقانه را زیر نور ماه در گوش او زمزمه کرد.

They whispered about the upcoming surprise party.

آنها در مورد مهمانی غافلگیری آینده زمزمه کردند.

The lovers whispered words of love to each other.

عاشقان کلمات عشق را به یکدیگر زمزمه کردند.

She could hear the faint whisper of footsteps behind her.

او می‌توانست صدای ضعیف قدم‌ها را پشت سر خود بشنود.

The teacher whispered instructions to the students during the exam.

معلم در طول امتحان دستورالعمل‌ها را به دانش‌آموزان زمزمه کرد.

The old couple sat on the porch, whispering and reminiscing about the past.

زوج پیر روی ایوان نشستند، زمزمه می‌کردند و در مورد گذشته یادآوری می‌کردند.

The rumor began as a small whisper but soon spread throughout the town.

شایعه به عنوان یک زمزمه کوچک شروع شد اما به زودی در سراسر شهر پخش شد.

She whispered a prayer before stepping onto the stage.

او قبل از قدم گذاشتن روی صحنه، دعایی زمزمه کرد.

نمونه‌های واقعی

And a whisper, a whisper about the Potters...

و زمزمه ای، زمزمه ای درباره پاترها...

منبع: Idol speaks English fluently.

(whispers) I think he's obsessed with me!

(زمزمه) فکر می‌کنم او به من علاقه دارد!

منبع: Listening Digest

They whisper my name and quiver with fear.

آنها اسم من را زمزمه می‌کنند و از ترس می‌لرزند.

منبع: Villains' Tea Party

" Mama? " I could hardly hear the whisper over the static.

منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1

" Now spread everything, " whispered the stranger.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

What happened in the factory is being whispered about the neighborhood.

آنچه در کارخانه اتفاق افتاد در محله زمزمه می‌شود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Suddenly, they heard a whisper from the bushes behind the tree.

ناگهان، آنها زمزمه‌ای از بوته‌های پشت درخت شنیدند.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 2)

Doing nothing and complaining is outright hypocrisy. You don't have to be a whisper.

هیچ کاری نکردن و شکایت کردن ریاکاری محض است. شما نیازی نیست زمزمه باشید.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

But the question of bringing them to justice has barely raised a whisper.

اما سوال بردن آنها به عدالت به سختی زمزمه‌ای ایجاد نکرده است.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Help turn the whisper into a roar by sharing this poem today.

به اشتراک گذاری این شعر امروز به تبدیل زمزمه به فریاد کمک کنید.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید