worries

[ایالات متحده]/[ˈwɒriz]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːriz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که باعث نگرانی یا ناراحتی یک فرد می‌شود؛ حالت اضطراب
n. (pl.) احساسات نگرانی یا اضطراب
v. احساس اضطراب و نگرانی کردن یا نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

no worries

نگران نباش

worries me

نگرانم می‌کند

many worries

نگرانی‌های زیاد

less worries

نگرانی‌های کمتر

easing worries

کاهش نگرانی‌ها

worries aside

کنار گذاشتن نگرانی‌ها

had worries

نگران بودم

express worries

ابراز نگرانی

جملات نمونه

she has worries about her upcoming exams.

او نگرانی‌هایی در مورد امتحانات پیش رویش دارد.

my biggest worry is finding a good job.

بزرگترین نگرانی من پیدا کردن یک شغل خوب است.

don't let your worries consume you.

نگرانیتان را در خود غرق نکنید.

he expressed his worries about the project's timeline.

او نگرانی‌های خود را در مورد جدول زمانی پروژه بیان کرد.

she tried to reassure him about his worries.

او سعی کرد او را در مورد نگرانی‌هایش اطمینان دهد.

the constant worries were affecting his health.

نگرانی‌های مداوم بر سلامتی او تأثیر می‌گذاشت.

i have no worries about the outcome.

من در مورد نتیجه هیچ نگرانی ندارم.

he shared his worries with a close friend.

او نگرانی‌های خود را با یک دوست صمیمی در میان گذاشت.

she buried her worries deep inside.

او نگرانی‌های خود را عمیقاً در درون خود پنهان کرد.

the news only added to my worries.

این خبر فقط نگرانی‌های من را بیشتر کرد.

he tried to dismiss his worries as unimportant.

او سعی کرد نگرانی‌های خود را بی‌اهمیت جلوه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید