no worries
نگران نباش
worries me
نگرانم میکند
many worries
نگرانیهای زیاد
less worries
نگرانیهای کمتر
easing worries
کاهش نگرانیها
worries aside
کنار گذاشتن نگرانیها
had worries
نگران بودم
express worries
ابراز نگرانی
she has worries about her upcoming exams.
او نگرانیهایی در مورد امتحانات پیش رویش دارد.
my biggest worry is finding a good job.
بزرگترین نگرانی من پیدا کردن یک شغل خوب است.
don't let your worries consume you.
نگرانیتان را در خود غرق نکنید.
he expressed his worries about the project's timeline.
او نگرانیهای خود را در مورد جدول زمانی پروژه بیان کرد.
she tried to reassure him about his worries.
او سعی کرد او را در مورد نگرانیهایش اطمینان دهد.
the constant worries were affecting his health.
نگرانیهای مداوم بر سلامتی او تأثیر میگذاشت.
i have no worries about the outcome.
من در مورد نتیجه هیچ نگرانی ندارم.
he shared his worries with a close friend.
او نگرانیهای خود را با یک دوست صمیمی در میان گذاشت.
she buried her worries deep inside.
او نگرانیهای خود را عمیقاً در درون خود پنهان کرد.
the news only added to my worries.
این خبر فقط نگرانیهای من را بیشتر کرد.
he tried to dismiss his worries as unimportant.
او سعی کرد نگرانیهای خود را بیاهمیت جلوه دهد.
no worries
نگران نباش
worries me
نگرانم میکند
many worries
نگرانیهای زیاد
less worries
نگرانیهای کمتر
easing worries
کاهش نگرانیها
worries aside
کنار گذاشتن نگرانیها
had worries
نگران بودم
express worries
ابراز نگرانی
she has worries about her upcoming exams.
او نگرانیهایی در مورد امتحانات پیش رویش دارد.
my biggest worry is finding a good job.
بزرگترین نگرانی من پیدا کردن یک شغل خوب است.
don't let your worries consume you.
نگرانیتان را در خود غرق نکنید.
he expressed his worries about the project's timeline.
او نگرانیهای خود را در مورد جدول زمانی پروژه بیان کرد.
she tried to reassure him about his worries.
او سعی کرد او را در مورد نگرانیهایش اطمینان دهد.
the constant worries were affecting his health.
نگرانیهای مداوم بر سلامتی او تأثیر میگذاشت.
i have no worries about the outcome.
من در مورد نتیجه هیچ نگرانی ندارم.
he shared his worries with a close friend.
او نگرانیهای خود را با یک دوست صمیمی در میان گذاشت.
she buried her worries deep inside.
او نگرانیهای خود را عمیقاً در درون خود پنهان کرد.
the news only added to my worries.
این خبر فقط نگرانیهای من را بیشتر کرد.
he tried to dismiss his worries as unimportant.
او سعی کرد نگرانیهای خود را بیاهمیت جلوه دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید