11th

[ایالات متحده]/[ɛlɪvθ]/
[بریتانیا]/[ɪˈlɛvθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یازدهم (از یک سری، قرن و غیره)؛ یک عضو از یازدهم (مثلاً یازدهمین سال تحصیلی)
adj. در موقعیت یازدهم یک سری قرار داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

11th hour

سومین گوشه

11th grade

سومین سال تحصیلی

11th of july

11م ژوئیه

11th commandment

فرمان 11م

11th inning

11م دور

11th place

11م جایگاه

11th street

خیابان 11م

11th time

11م بار

on the 11th

در 11م

11th anniversary

11م سالگرد

جملات نمونه

we celebrated the 11th anniversary of our company last week.

ما هفته گذشته 11 سالگرد شرکت خود را جشن گرفتیم.

the team secured their place in the 11th position in the league.

تیم جایگاه خود را در رده 11 لیگ امن کرد.

it was the 11th time i'd visited paris.

این 11مین باری بود که من به پاریس سفر کرده بودم.

the 11th chapter of the book was particularly engaging.

فصل 11 کتاب به ویژه جذاب بود.

he finished the race in 11th place overall.

او در مجموع در رده 11 این رقابت پایان داد.

the 11th of may is our wedding anniversary.

11 مه روز تولد ازدواج ما است.

this is the 11th draft of the proposal we've reviewed.

این 11مین نسخه پیشنهادی است که ما بررسی کرده‌ایم.

the 11th commandment is not found in the bible.

فرمان 11م در کتاب مقدس یافت نمی‌شود.

she's on the 11th floor of the office building.

او در طبقه 11 ساختمان دفتر کار است.

the 11th hour of negotiations proved crucial.

ساعت 11مین مذاکرات حیاتی ثابت شد.

it was the 11th year of the reign of king henry viii.

این 11مین سال حکومت شاه هنری هشتم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید