14-day

[ایالات متحده]/[ˈfɔːtiːn deɪ]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːrtiːn deɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پایدار یا رخ دادن در مدت چهارده روز.
n. یک مدت چهارده روز.

عبارات و ترکیب‌ها

14-day trial

آزمایش 14 روزه

14-day period

دوره 14 روزه

14-day challenge

چالش 14 روزه

14-day quarantine

quarantine 14 روزه

14-day notice

اخطار 14 روزه

14-day window

پنجره 14 روزه

14-day trip

سفر 14 روزه

14-day vacation

vacation 14 روزه

14-day deadline

مهلت 14 روزه

جملات نمونه

we booked a 14-day all-inclusive resort vacation.

ما یک سفر 14 روزه رزورت تمام شامل رزرو کردیم.

the trial period is a 14-day free assessment.

دوره آزمایشی یک ارزیابی رایگان 14 روزه است.

the hiking challenge involved a 14-day trek through the mountains.

چالش ترکاب کوه یک سفر 14 روزه از طریق کوه‌ها را شامل می‌شد.

the project deadline is in 14 days.

مهلت پروژه 14 روز دیگر است.

they spent a relaxing 14-day cruise in the caribbean.

آن‌ها 14 روز در کریستال با یک کشتی‌گردی آرامش‌بخش گذراندند.

the quarantine period is typically 14 days.

دوره قرنطینه معمولاً 14 روز است.

he took a 14-day sabbatical from work.

او 14 روز تعطیلی از کار گرفت.

the training program lasts for 14 days.

برنامه آموزشی 14 روز طول می‌کشد.

the delivery estimate is approximately 14 days.

تخمین تحویل حدود 14 روز است.

they planned a 14-day road trip across europe.

آن‌ها یک سفر 14 روزه از طریق اروپا را برنامه‌ریزی کردند.

the warranty covers defects for 14 days.

گارانتی عیوب را در 14 روز پوشش می‌دهد.

the intensive course is a 14-day program.

دوره شدید یک برنامه 14 روزه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید