light

[ایالات متحده]/laɪt/
[بریتانیا]/laɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور، منبع نور، شعله، لامپ برقی
vt. روشن کردن، نورافشانی کردن
adj. روشن، رنگ روشن

عبارات و ترکیب‌ها

light up

روشن کردن

bright light

نور روشن

natural light

نور طبیعی

soft lighting

نورپردازی ملایم

in light

در روشنایی

in the light

در روشنایی

in light of

در نظر گرفتن

light on

نور روی

light source

منبع نور

light industry

صنعت سبک

red light

نور قرمز

light intensity

شدت نور

come to light

آشکار شدن

light and shade

نور و سایه

light rail

ریل سبک

visible light

نور مرئی

green light

چراغ سبز

bring to light

افشا کردن

light scattering

پراکندگی نور

light oil

روغن سبک

traffic light

چراغ راهنمایی

جملات نمونه

the light of the sun.

نور خورشید

by the light of the moon.

به نور ماه

in the light of experience.

در نور تجربه

as light as a feather

به سبک پر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید