secret

[ایالات متحده]/ˈsiːkrət/
[بریتانیا]/ˈsiːkrət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که پنهان نگه داشته می‌شود یا قرار است پنهان نگه داشته شود؛ یک راز؛ اطلاعات طبقه‌بندی شده
adj. از دیگران پنهان نگه داشته شده؛ محرمانه؛ نباید فاش شود

عبارات و ترکیب‌ها

top secret

راز بزرگ

in secret

به طور مخفیانه

secret of success

راز موفقیت

keep a secret

یک راز را حفظ کن

trade secret

راز تجاری

secret service

خدمات مخفی

secret recipe

دستور پنهان

business secret

راز کسب و کار

secret weapon

سلاح مخفی

keep secret

مخفی نگه داشتن

secret love

عشق مخفی

open secret

راز آشکار

state secret

راز دولت

secret code

رمز

secret agent

عامل مخفی

secret police

پولیس مخفی

secret society

جامعه مخفی

secret ballot

رای مخفی

secret message

پیام مخفی

keep the secret

مخفی نگه داشتن آن

جملات نمونه

Their secret is out.

راز آنها فاش شده است.

This is an untold secret..

این یک راز ناگفته است..

the secret of eternal youth.

راز جاودانگی

the secret was soon out.

راز به زودی فاش شد.

an agent on a secret mission.

یک عامل در یک ماموریت مخفی.

leave the secret untold

راز را فاش نکن.

confide the secret to sb.

راز را به کسی محول کنید.

go into secret session

وارد جلسه محرمانه شوید.

The secret of this dish is in the sauce.

راز این غذا در سس آن است.

They will go into secret session.

آنها وارد جلسه محرمانه خواهند شد.

she's got a secret admirer.

او یک طرفدار مخفی دارد.

foster a secret hope.

پرورش یک امید مخفی

Somehow the secret got out.

به نحوی راز فاش شد.

by pure mischance the secret was revealed.

به طور محض تصادفی، راز فاش شد.

نمونه‌های واقعی

You now possess the secret of success.

اکنون شما راز موفقیت را در اختیار دارید.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

Sorry, sexy, some secrets have to stay secret.

متاسفم، جذاب، برخی از اسرار باید پنهان بمانند.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

Secret? Married people aren't supposed to have secrets.

راز؟ افراد متاهل نباید اسراری داشته باشند.

منبع: Friends Season 7

One I can tell my secrets to.

یکی که می‌توانم رازهایم را با او در میان بگذارم.

منبع: The Little House on Mango Street

Someone there has given away corporate secrets.

کسی آنجا اسرار شرکتی را فاش کرده است.

منبع: Modern Family - Season 07

They pledged themselves never to tell the secrets.

آنها قول دادند که هرگز این اسرار را فاش نکنند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

So we can say the team spirit is the secret of success.

بنابراین می‌توانیم بگوییم روحیه تیمی راز موفقیت است.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

He threatened to expose the secret to the police.

او تهدید کرد که راز را به پلیس فاش خواهد کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Their secret to survival is a myoglobin.

راز بقای آنها یک میوگلوبین است.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

They wanna protect trade secrets, proprietary information.

آنها می‌خواهند اسرار تجاری و اطلاعات اختصاصی را حفظ کنند.

منبع: Wall Street Journal

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید