sulking

[ایالات متحده]/ˈsʌlkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌlkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در حالت نارضایتی خاموش بودن; شکل حال استمراری sulk
adj. مشخصه sulking

عبارات و ترکیب‌ها

sulking child

کودک اخمو

sulking mood

حالت اخم

sulking face

چهره اخمو

sulking behavior

رفتار اخمو

sulking teenager

نوجوان اخمو

sulking partner

همراه اخمو

sulking expression

حالت اخمو

sulking attitude

نگاه اخمو

sulking dog

سگ اخمو

sulking friend

دوست اخمو

جملات نمونه

she was sulking after her friend canceled their plans.

او بعد از لغو برنامه‌های دوستش غر می‌کرد.

he's been sulking all day because he lost the game.

او تمام روز غر زده است چون بازی را باخته است.

stop sulking and talk to me about what's bothering you.

غر زدن را متوقف کنید و با من در مورد آنچه شما را آزار می‌دهد صحبت کنید.

she tends to sulk when she doesn't get her way.

وقتی نمی‌تواند کاری را که می‌خواهد انجام دهد، او معمولاً غر می‌زند.

he was sulking in the corner instead of joining the fun.

او به جای پیوستن به تفریح، در گوشه غر می‌کرد.

after the argument, she spent the evening sulking.

بعد از بحث، او شب را غر می‌کرد.

don't sulk; we can still have a great time together.

غر نزنید؛ هنوز هم می‌توانیم اوقات خوبی را با هم بگذرانیم.

he sulked for hours, refusing to speak to anyone.

او ساعت‌ها غر زد و از صحبت کردن با کسی امتناع کرد.

she sulked, feeling left out of the group.

او غر می‌کرد، احساس می‌کرد از گروه جدا شده است.

instead of sulking, try to find a solution to the problem.

به جای غر زدن، سعی کنید راه حلی برای مشکل پیدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید