| زمان گذشته | abominated |
| قسمت سوم فعل | abominated |
| شکل سوم شخص مفرد | abominates |
| جمع | abominates |
| صفت یا فعل حال استمراری | abominating |
most people abominate injustice.
اکثر مردم عدالتستیزی را متنفرند.
they abominated the thought of war.
آنها از فکر جنگ متنفر بودند.
it is natural to abominate cruelty.
متنفر بودن از ظلم طبیعی است.
i abominate loud, obnoxious noises.
من از صداهای بلند و زننده متنفرم.
the sight of blood made her abominate it.
صحنه خون او را از آن متنفر کرد.
they abominated the dictator's regime.
آنها از حکومت دیکتاتور متنفر بودند.
most people abominate injustice.
اکثر مردم عدالتستیزی را متنفرند.
they abominated the thought of war.
آنها از فکر جنگ متنفر بودند.
it is natural to abominate cruelty.
متنفر بودن از ظلم طبیعی است.
i abominate loud, obnoxious noises.
من از صداهای بلند و زننده متنفرم.
the sight of blood made her abominate it.
صحنه خون او را از آن متنفر کرد.
they abominated the dictator's regime.
آنها از حکومت دیکتاتور متنفر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید