abominate

[ایالات متحده]/əˈbɒmɪneɪt/
[بریتانیا]/əˈbɑːmɪˌnet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبه شدت متنفر بودن یا نفرت داشتن.
nشخصی که به شدت از چیزی متنفر است یا نفرت دارد.
Word Forms
زمان گذشتهabominated
قسمت سوم فعلabominated
شکل سوم شخص مفردabominates
جمعabominates
صفت یا فعل حال استمراریabominating

جملات نمونه

most people abominate injustice.

اکثر مردم عدالت‌ستیزی را متنفرند.

they abominated the thought of war.

آنها از فکر جنگ متنفر بودند.

it is natural to abominate cruelty.

متنفر بودن از ظلم طبیعی است.

i abominate loud, obnoxious noises.

من از صداهای بلند و زننده متنفرم.

the sight of blood made her abominate it.

صحنه خون او را از آن متنفر کرد.

they abominated the dictator's regime.

آنها از حکومت دیکتاتور متنفر بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید