achrome

[ایالات متحده]/əˈkrəʊm/
[بریتانیا]/əˈkroʊm/

ترجمه

adj. بدون رنگ؛ بی‌رنگ.
شکل‌های واژه
جمعachromes

جملات نمونه

the astronomer observed an achrome region on the lunar surface.

آstrofizیست یک منطقه اکروم در سطح ماه را مشاهده کرد.

in achrome states, the butterfly wings appear transparent.

در حالت اکروم، بال‌های کف‌پرواز شفاف به نظر می‌رسند.

the artist preferred achrome tones for the winter landscape.

هنرمند برای منظره زمستانی از نواحی اکروم ترجیح داد.

without pigment, the specimen became achrome.

بدون رنگدانه، نمونه به حالت اکروم درآمد.

the microscope revealed achrome crystals in the solution.

میکروسکوپ تبلورهای اکروم در محلول را نشان داد.

achrome vision is rare among mammals.

بینایی اکروم در میان پستانداران نادر است.

the designer chose an achrome palette for the minimalist room.

طراح برای اتاق مینیمالیست یک نمونه رنگی اکروم انتخاب کرد.

albinism results in an achrome appearance.

آلبینیسم منجر به ظاهر اکروم می‌شود.

the winter sky was a dull achrome gray.

آسمان زمستانی یک خاکستری اکروم خاموش بود.

the chemical reaction produced an achrome gas.

reaksiyon شیمیایی یک گاز اکروم تولید کرد.

he wrote his notes in achrome ink to save money.

او یادداشت‌های خود را با مداد اکروم نوشت تا پول بچه‌دارد.

the fungus exists in an achrome form.

این قارچ در یک شکل اکروم وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید