afford

[ایالات متحده]/əˈfɔːd/
[بریتانیا]/əˈfɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دادن، فراهم کردن؛ پول کافی برای خریدن داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

can't afford

توان پرداخت ندارم

affordable price

قیمت مناسب

can afford

توان پرداخت

جملات نمونه

they could not afford such a sum.

آنها توان پرداخت چنین مبلغی را نداشتند.

can afford to be tolerant.

می توان تحمل را به خرج داد.

he can't afford it.

او توان پرداخت آن را ندارد.

can't afford to buy sth.

نمی‌تواند هزینه خرید چیزی را بپردازد.

can't afford to waste sth.

نمی‌تواند هزینه هدر دادن چیزی را بپردازد.

The land affords wheat.

این زمین گندم می‌دهد.

He can afford an apartment.

او می‌تواند یک آپارتمان بخرد.

not able to afford a new car.

نتوانستند یک ماشین جدید بخرند.

can't afford an hour for lunch.

نمی‌تواند یک ساعت برای ناهار اختصاص دهد.

She cannot afford the expense.

او توان پرداخت هزینه را ندارد.

Only the well-to-do can afford these houses.

فقط افراد مرفه می‌توانند این خانه‌ها را بخرند.

the rooftop terrace affords beautiful views.

تراس پشت‌بام چشم‌اندازهای زیبایی را ارائه می‌دهد.

you can't afford to be complacent about security.

نمی‌توانید در مورد امنیت خود بی‌اعتنا باشید.

The crate afforded no comfortable grip.

جعبه هیچ دستگیری راحت را فراهم نکرد.

contemporary criticism can afford neutral disengagement.

انتقاد معاصر می‌تواند بی‌طرفی را فراهم کند.

the rector could not afford to keep up the grounds.

رئیس نتوانست زمین‌ها را حفظ کند.

we can't afford to waste electricity.

نمی‌توانیم برق را هدر دهیم.

I can ill afford the time.

من واقعاً نمی‌توانم وقت را هدر دهم.

I can afford it, but only just.

من می‌توانم آن را بپردازم، اما فقط به سختی.

Can you afford $12000 for ...?

آیا می‌توانید 12000 دلار برای ... بپردازید؟

نمونه‌های واقعی

We simply cannot afford the cost of inaction.

ما به هیچ وجه توان پرداخت هزینه عدم اقدام را نداریم.

منبع: VOA Slow English Technology

But you can't afford the mortgage now.

اما شما نمی توانید اکنون قسط وام مسکن را پرداخت کنید.

منبع: Scorpion Queen Season 1

This tournament is an extravagance we cannot afford.

این مسابقه یک تجمل گرایی است که ما توان پرداخت آن را نداریم.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

For one thing, the South could not afford to part with its slaves.

در یک مورد، جنوب نمی توانست از دست دادن بردگان خود صرف نظر کند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

Well, Tracy, unfortunately, we can't afford snow.

خب، تریسی، متاسفانه، ما توان پرداخت برف را نداریم.

منبع: Idol speaks English fluently.

He could afford to control himself now.

او اکنون توان کنترل خود را داشت.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

The world can't afford to indulge your indecision.

جهان نمی تواند تحمل دودلی شما را متحمل شود.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

I realized I could no longer afford to keep silent.

من متوجه شدم که دیگر نمی توانم سکوت کنم.

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2015 Collection

Typewriters were very expensive and my family could not afford one.

دستگاه های تایپ خیلی گران بودند و خانواده من نمی توانستند یک دستگاه را بخرند.

منبع: Cook's Speech Collection

Often more than most families can afford.

اغلب بیشتر از آنچه اکثر خانواده ها می توانند بخرند.

منبع: Economic Crash Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید