alar

[ایالات متحده]/ˈælɑːr/
[بریتانیا]/ˈælər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا واقع در نزدیکی بال یا زیر بغل؛ شبیه به بال یا دارای بال.
Word Forms
جمعalars

عبارات و ترکیب‌ها

alarming news

اخبار نگران کننده

an alarming rate

نرخ هشدار دهنده

raise the alarm

هشدار را فعال کنید

alarm clock ringing

صدای ساعت زنگ می‌خورد

false alarm

هشدار اشتباه

sound the alarm

هشدار را فعال کنید

alarm system malfunction

خرابی سیستم اعلام حریق

alarmed expression

حالت ترسیده

جملات نمونه

the alarm clock went off at 6:00 am.

ساعت زنگ‌دار ساعت 6:00 صبح به صدا درآمد.

she set an alarm for her dentist appointment.

او برای قرار ملاقات دندانپزشکی خود ساعت تنظیم کرد.

my phone's alarm is very loud.

زنگ تلفن من خیلی بلند است.

he forgot to set an alarm and overslept.

او فراموش کرد ساعتی تنظیم کند و از خواب بیدار نشد.

the fire alarm went off, signaling danger.

آژیر آتش‌نشانی به صدا درآمد و خطر را نشان داد.

a loud alarm startled the residents.

صدای بلند آژیر باعث ترس ساکنان شد.

the security system has an alarm to deter intruders.

سیستم امنیتی دارای آژیر برای جلوگیری از ورود متجاوزین است.

he used the alarm clock to wake himself up.

او از ساعت زنگ‌دار برای بیدار شدن استفاده کرد.

the alarm sounded urgently, demanding immediate attention.

آژیر به طور اورژانسی به صدا درآمد و خواستار توجه فوری شد.

she set multiple alarms to ensure she wouldn't miss her flight.

او چندین ساعت تنظیم کرد تا مطمئن شود پروازش را از دست نمی دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید