| شکل سوم شخص مفرد | alcoholizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | alcoholizing |
| زمان گذشته | alcoholized |
| قسمت سوم فعل | alcoholized |
alcoholize the party
حرام کردن مهمانی
alcoholizing process
فرآیند الکلدار کردن
alcoholizing their behavior
الکلدار کردن رفتار آنها
alcoholize your cooking
غذاهای خود را الکلدار کنید
alcoholically alcoholizing himself
به صورت الکلی الکلدار کردن خودش
the new law aims to alcoholize the drinking age.
قانون جدید به دنبال این است که سن مصرف الکل را کاهش دهد.
it's dangerous to alcoholize your life around alcohol.
این خطرناک است که زندگی خود را در اطراف الکل غرق کنید.
the party tended to alcoholize the atmosphere.
جشن به گونه ای بود که فضای اطراف را با الکل آغشته می کرد.
their marketing strategy sought to alcoholize the image of their product.
استراتژی بازاریابی آنها به دنبال این بود که تصویر محصول خود را با الکل مرتبط کند.
he tried to alcoholize his sadness with more alcohol.
او سعی کرد غم خود را با الکل بیشتر سرکوب کند.
the film explores the dangers of alcoholizing society.
فیلم خطرات الکل در جامعه را بررسی می کند.
some cultures tend to alcoholize celebrations.
برخی از فرهنگ ها تمایل دارند جشن ها را با الکل همراه کنند.
don't let your social life become completely alcoholized.
نگذارید زندگی اجتماعی شما به طور کامل با الکل گره بخورد.
the bar owner was accused of trying to alcoholize his customers.
صاحب بار به تلاش برای الکلزدگی مشتریان خود متهم شد.
his writing often alcoholizes the mundane aspects of life.
نوشته های او اغلب جنبه های平凡 زندگی را با الکل آغشته می کند.
alcoholize the party
حرام کردن مهمانی
alcoholizing process
فرآیند الکلدار کردن
alcoholizing their behavior
الکلدار کردن رفتار آنها
alcoholize your cooking
غذاهای خود را الکلدار کنید
alcoholically alcoholizing himself
به صورت الکلی الکلدار کردن خودش
the new law aims to alcoholize the drinking age.
قانون جدید به دنبال این است که سن مصرف الکل را کاهش دهد.
it's dangerous to alcoholize your life around alcohol.
این خطرناک است که زندگی خود را در اطراف الکل غرق کنید.
the party tended to alcoholize the atmosphere.
جشن به گونه ای بود که فضای اطراف را با الکل آغشته می کرد.
their marketing strategy sought to alcoholize the image of their product.
استراتژی بازاریابی آنها به دنبال این بود که تصویر محصول خود را با الکل مرتبط کند.
he tried to alcoholize his sadness with more alcohol.
او سعی کرد غم خود را با الکل بیشتر سرکوب کند.
the film explores the dangers of alcoholizing society.
فیلم خطرات الکل در جامعه را بررسی می کند.
some cultures tend to alcoholize celebrations.
برخی از فرهنگ ها تمایل دارند جشن ها را با الکل همراه کنند.
don't let your social life become completely alcoholized.
نگذارید زندگی اجتماعی شما به طور کامل با الکل گره بخورد.
the bar owner was accused of trying to alcoholize his customers.
صاحب بار به تلاش برای الکلزدگی مشتریان خود متهم شد.
his writing often alcoholizes the mundane aspects of life.
نوشته های او اغلب جنبه های平凡 زندگی را با الکل آغشته می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید