allowancing

[ایالات متحده]/əˈlɒʊənsɪŋ/
[بریتانیا]/əˈlaʊənsiŋ/

ترجمه

n. مبلغی از پول که به طور منظم به کسی داده می‌شود، به ویژه به یک دانش‌آموز یا کودک.
v. دادن چیزی به مقدار محدود.

عبارات و ترکیب‌ها

allowancing for inflation

توجه به تورم

salary allowancing system

سیستم پرداخت حقوق و مزایا

allowancing for expenses

توجه به هزینه‌ها

implementing allowancing policies

اجرای سیاست‌های پرداخت

adjusting allowance rates

تنظیم نرخ‌ها

allowancing for disability

توجه به معلولیت

tax allowancing schemes

طرح‌های مالیاتی

negotiating allowancing agreements

مذاکره بر سر توافقات

جملات نمونه

the company's allowance for travel expenses is generous.

میزان کمک هزینه سفر شرکت سخاوتمندانه است.

we need to factor in allowancing for potential delays.

ما باید تأخرهای احتمالی را در نظر بگیریم.

the budget includes an allowance for unforeseen expenses.

بودجه شامل کمک هزینه برای هزینه‌های پیش‌بینی نشده است.

there's a small allowancing for snacks in the daily expense report.

در گزارش هزینه‌های روزانه، کمک هزینه کمی برای میان‌وعده‌ها وجود دارد.

the contract stipulates an allowance for overtime work.

قرارداد شامل کمک هزینه برای اضافه کاری است.

insurance premiums include an allowancing for risk assessment.

حق بیمه شامل ارزیابی ریسک است.

the government provides an allowance for low-income families.

دولت کمک هزینه ای برای خانواده های کم درآمد ارائه می دهد.

he requested a higher allowancing for his research project.

او درخواست کمک هزینه بیشتری برای پروژه تحقیقاتی خود کرد.

the company offers an allowance for professional development courses.

شرکت کمک هزینه ای برای دوره های توسعه حرفه ای ارائه می دهد.

they need to negotiate a reasonable allowancing for the equipment rental.

آنها باید اجاره تجهیزات را با یک کمک هزینه معقول مذاکره کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید