amnestied

[ایالات متحده]/æmˈnɛstiːd/
[بریتانیا]/amˈnes.tiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به کسی یا چیزی عفو دادن

عبارات و ترکیب‌ها

amnestied criminals

مجرمان بخشیده شده

granted amnesty

بخشودگی اعطا شده

amnestied debt

بدهی بخشیده شده

political prisoners amnestied

زندانیان سیاسی بخشیده شده

جملات نمونه

the president amnestied all political prisoners.

رئیس‌جمهور تمام زندانیان سیاسی را بخشود.

he was amnestied after serving ten years in prison.

او پس از گذراندن ده سال در زندان، مورد بخشش قرار گرفت.

the government decided to amnesty those convicted of minor offenses.

دولت تصمیم گرفت کسانی را که به جرم‌های جزئی محکوم شده‌اند، مورد بخشش قرار دهد.

amnesty can help to heal divisions in society.

بخشش می‌تواند به التیام شکاف‌های جامعه کمک کند.

the amnestied individuals were welcomed back into the community.

افراد بخششی‌شده با استقبال خوبی به جامعه بازگشتند.

a general amnesty was offered to rebels after the war.

پس از جنگ، عفو عمومی به شورشیان پیشنهاد شد.

the king granted amnesty to his enemies.

شاه مورد بخشش قرار دادن دشمنانش را اعلام کرد.

amnesty is often a complex and controversial issue.

بخشش اغلب موضوعی پیچیده و بحث‌برانگیز است.

the amnesty program aimed to reduce overcrowding in prisons.

برنامه بخشش با هدف کاهش تراکم جمعیت در زندان‌ها بود.

amnesty international campaigns for human rights and the release of prisoners.

عفو بین‌الملل برای حقوق بشر و آزادی زندانیان کمپین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید