apposed

[ایالات متحده]/əˈpəʊzd/
[بریتانیا]/əˈpoʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متصل یا در تماس لبه به لبه \nv. نزدیک به هم قرار داده شده; متصل یا در تماس لبه به لبه

عبارات و ترکیب‌ها

apposed surfaces

سطوح مقابل

apposed edges

لبه‌های مقابل

apposed plates

صفحه‌های مقابل

apposed parts

قطعات مقابل

apposed teeth

دندان‌های مقابل

apposed structures

ساختارهای مقابل

apposed elements

عناصر مقابل

apposed limbs

اندام‌های مقابل

apposed forces

نیروی مقابل

apposed magnets

آهنرباهای مقابل

جملات نمونه

many people are apposed to the new policy changes.

بسیاری از مردم با تغییرات سیاست‌های جدید مخالف هستند.

she felt apposed to the idea of moving to a new city.

او با این ایده که به یک شهر جدید نقل مکان کند مخالف بود.

he voiced his apposed opinion during the meeting.

او نظر مخالف خود را در طول جلسه بیان کرد.

they are apposed to increasing taxes for the wealthy.

آنها با افزایش مالیات برای ثروتمندان مخالف هستند.

the community was apposed to the construction of the new highway.

جامعه با ساخت بزرگراه جدید مخالف بود.

she was apposed to the idea of mandatory vaccinations.

او با ایده واکسیناسیون اجباری مخالف بود.

many citizens are apposed to the proposed changes in the law.

بسیاری از شهروندان با تغییرات پیشنهادی در قانون مخالف هستند.

he was apposed to the merger of the two companies.

او با ادغام دو شرکت مخالف بود.

some environmentalists are apposed to drilling in the national park.

برخی از فعالان محیط زیست با حفاری در پارک ملی مخالف هستند.

they expressed their apposed views at the rally.

آنها نظرات مخالف خود را در گردهمایی ابراز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید