| شکل سوم شخص مفرد | archaizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | archaizing |
| زمان گذشته | archaized |
| قسمت سوم فعل | archaized |
archaize language
زبان باستانی کردن
to archaize deliberately
به طور عمدی زبان را باستانی کردن
archaize writing style
سبک نوشتاری را باستانی کردن
archaize pronunciation
تلفظ را باستانی کردن
avoid archaizing
از باستانی کردن اجتناب کردن
many writers choose to archaize their language for stylistic purposes.
بسیاری از نویسندگان ممکن است زبان خود را به منظور سبک خاصی کهنهسازی کنند.
the film aimed to archaize the dialogue to reflect the historical period.
فیلم با هدف کهنهسازی دیالوگ برای بازتابن دوره تاریخی ساخته شد.
some poets archaize their work to evoke a sense of nostalgia.
برخی از شاعران ممکن است آثار خود را برای برانگیختن حس نوستالژی کهنهسازی کنند.
to archaize the text, the author used old-fashioned phrases and vocabulary.
برای کهنهسازی متن، نویسنده از عبارات و واژگان قدیمیمدنی استفاده کرد.
critics argue that archaizing can make literature less accessible to modern readers.
منتقدان استدلال میکنند که کهنهسازی میتواند ادبیات را برای خوانندگان مدرن کمتر قابل دسترس کند.
some designers choose to archaize their products for a vintage appeal.
برخی از طراحان ممکن است محصولات خود را به منظور جذابیت نوستالژیک کهنهسازی کنند.
he decided to archaize his speech to impress the audience.
او تصمیم گرفت تا مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد، سخنرانی خود را کهنهسازی کند.
the museum's exhibit aimed to archaize the artifacts for educational purposes.
نمایشگاه موزه با هدف کهنهسازی آثار برای اهداف آموزشی انجام شد.
archaizing the music style gave the band a unique sound.
کهنهسازی سبک موسیقی به گروه یک صدای منحصر به فرد داد.
some authors archaize their narratives to create a timeless quality.
برخی از نویسندگان ممکن است داستانهای خود را برای ایجاد یک کیفیت جاودانه کهنهسازی کنند.
archaize language
زبان باستانی کردن
to archaize deliberately
به طور عمدی زبان را باستانی کردن
archaize writing style
سبک نوشتاری را باستانی کردن
archaize pronunciation
تلفظ را باستانی کردن
avoid archaizing
از باستانی کردن اجتناب کردن
many writers choose to archaize their language for stylistic purposes.
بسیاری از نویسندگان ممکن است زبان خود را به منظور سبک خاصی کهنهسازی کنند.
the film aimed to archaize the dialogue to reflect the historical period.
فیلم با هدف کهنهسازی دیالوگ برای بازتابن دوره تاریخی ساخته شد.
some poets archaize their work to evoke a sense of nostalgia.
برخی از شاعران ممکن است آثار خود را برای برانگیختن حس نوستالژی کهنهسازی کنند.
to archaize the text, the author used old-fashioned phrases and vocabulary.
برای کهنهسازی متن، نویسنده از عبارات و واژگان قدیمیمدنی استفاده کرد.
critics argue that archaizing can make literature less accessible to modern readers.
منتقدان استدلال میکنند که کهنهسازی میتواند ادبیات را برای خوانندگان مدرن کمتر قابل دسترس کند.
some designers choose to archaize their products for a vintage appeal.
برخی از طراحان ممکن است محصولات خود را به منظور جذابیت نوستالژیک کهنهسازی کنند.
he decided to archaize his speech to impress the audience.
او تصمیم گرفت تا مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد، سخنرانی خود را کهنهسازی کند.
the museum's exhibit aimed to archaize the artifacts for educational purposes.
نمایشگاه موزه با هدف کهنهسازی آثار برای اهداف آموزشی انجام شد.
archaizing the music style gave the band a unique sound.
کهنهسازی سبک موسیقی به گروه یک صدای منحصر به فرد داد.
some authors archaize their narratives to create a timeless quality.
برخی از نویسندگان ممکن است داستانهای خود را برای ایجاد یک کیفیت جاودانه کهنهسازی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید