arrogances

[ایالات متحده]/ˈærəɡənsiːz/
[بریتانیا]/ərˈroʊɡənsiz/

ترجمه

n. حالت یا احساسی از افتخار یا خوداهمیتی بیش از حد؛ تکبر.

جملات نمونه

his arrogances often alienate his friends.

غرور او اغلب دوستانش را بیگانه می‌کند.

she is known for her arrogances in the workplace.

او به دلیل غرور در محیط کار شناخته شده است.

arrogances can lead to misunderstandings in relationships.

غرور می‌تواند منجر به سوء تفاهم در روابط شود.

his arrogances were evident during the meeting.

غرور او در طول جلسه آشکار بود.

people often dislike her for her arrogances.

افراد اغلب به دلیل غرور او را دوست ندارند.

arrogances can cloud one's judgment.

غرور می‌تواند قضاوت یک فرد را مخدوش کند.

his arrogances made him blind to others' opinions.

غرور او باعث شد که نسبت به نظرات دیگران کور باشد.

overcoming arrogances is essential for personal growth.

غلبه بر غرور برای رشد شخصی ضروری است.

her arrogances were a barrier to her success.

غرور او مانعی برای موفقیتش بود.

arrogances can destroy teamwork and collaboration.

غرور می‌تواند کار گروهی و همکاری را نابود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید