ascendent

[ایالات متحده]/ˈæs.ɪ.dɛn.t/
[بریتانیا]/əˈsɛndən(t)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت غالب، مزیت، ستاره شانس
adj. در حال افزایش، غالب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ascendent power

قدرت رو به رشد

ascendent influence

تاثیر رو به رشد

an ascendent star

یک ستاره رو به رشد

ascendent force

نیروی رو به رشد

on the ascendent

در حال صعود

ascendent position

موقعیت رو به رشد

an ascendent trend

روند رو به رشد

ascendent plan

برنامه رو به رشد

جملات نمونه

the ascendent star in the sky shone brightly.

ستاره صعودکننده در آسمان به شدت می‌درخشید.

her ascendent career has inspired many young professionals.

مسیر شغلی صعودکننده او الهام بخش بسیاری از متخصصان جوان بوده است.

the ascendent trend in technology is hard to ignore.

روند صعودی در فناوری به راحتی قابل نادیده گرفتن نیست.

he is known for his ascendent leadership style.

او به خاطر سبک رهبری صعودی خود شناخته شده است.

the ascendent phase of the moon is perfect for new beginnings.

فاز صعودی ماه برای شروع‌های جدید عالی است.

in astrology, your ascendent sign influences your personality.

در اختر شناسی، نشانه صعودی شما بر شخصیت شما تأثیر می گذارد.

her ascendent influence in the community is remarkable.

نفوذ صعودی او در جامعه قابل توجه است.

the ascendent nature of the market is attracting investors.

طبیعت صعودی بازار سرمایه گذاران را جذب می کند.

they discussed the ascendent challenges facing the industry.

آنها چالش های صعودی پیش روی صنعت را مورد بحث قرار دادند.

the ascendent fashion trends are changing rapidly.

روندهای صعودی مد به سرعت در حال تغییر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید