assaultiing

[ایالات متحده]/[əˈsɔːltɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈsɔːltɪŋ]/

ترجمه

v. حالت شابه حمله؛ حمله فیزیکی کردن؛ حالت شابه حمله؛ به یک حمله ناگهانی مواجه کردن؛ حالت شابه حمله؛ کسی را به خشونت مواجه کردن.
adj. چیزی که حمله کردن یا خشن است.

جملات نمونه

the man was arrested for assaulting a police officer.

این مرد به دلیل حمله به یک پلیسی دستگیر شد.

she claimed that he had been assaulting her for months.

او ادعا کرد که او را به مدت ماه‌ها مورد حمله قرار داده است.

the noise from the construction site was assaulting our ears.

صوت از محل ساخت و ساز گوش‌های ما را مورد حمله قرار می‌داد.

he was charged with sexually assaulting the victim.

او به دلیل ارتکاب فاحشه علیه قربانی محاکوم شد.

the smell from the factory was assaulting to nearby residents.

بوی کارخانه برای ساکنین نزدیک مورد حمله قرار می‌داد.

they were accused of physically assaulting the store owner.

آن‌ها به دلیل حمله فیزیکی به صاحب فروشگاه متهم شدند.

his assaulting remarks offended everyone in the room.

ت评论‌های حمله‌آمیز او تمام افراد در اتاق را ناراحت کرد.

the visual display was assaulting to sensitive viewers.

نمایش تصویری برای ناظرین حساس مورد حمله قرار می‌داد.

the gang was known for assaulting tourists in the area.

این گروه به دلیل حمله به گردشگران در منطقه معروف بود.

she filed a complaint for assaulting her civil rights.

او شکایتی را به دلیل حمله به حقوق مدنی او ثبت کرد.

the soldiers were charged with assaulting civilians during the conflict.

نیروهای نظامی به دلیل حمله به مدني‌ها در زمان درگیری محاکوم شدند.

his aggressive behavior included assaulting his roommate.

رفتار خشن او شامل حمله به هم‌اتاقی‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید