atoned

[ایالات متحده]/əˈtoʊnd/
[بریتانیا]/əˈtoʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جبران کرد، برای خطا یا گناه اصلاح کرد؛ غرامت پرداخت کرد

جملات نمونه

she atoned for her mistakes by volunteering in the community.

او به خاطر اشتباهاتش با داوطلب شدن در جامعه، طلب بخشش کرد.

he atoned for his past actions by helping those in need.

او به خاطر اقدامات گذشته‌اش با کمک به نیازمندان، طلب بخشش کرد.

they atoned for their negligence with a heartfelt apology.

آنها به خاطر بی‌احتیاطی خود با یک عذرخواهی صمیمانه، طلب بخشش کردند.

after realizing his error, he atoned by making amends.

پس از متوجه شدن به اشتباه خود، او با جبران خسارت طلب بخشش کرد.

to atone for her sins, she sought forgiveness from her family.

برای طلب بخشش از گناهانش، او بخشش را از خانواده‌اش خواست.

he atoned for his past mistakes through dedicated service.

او با ارائه خدمات اختصاصی، برای اشتباهات گذشته‌اش طلب بخشش کرد.

she atoned for her betrayal by being completely honest.

او با صادقانه بودن، برای خیانتش طلب بخشش کرد.

they believed that he atoned for his wrongdoings.

آنها معتقد بودند که او برای اعمال نادرستش طلب بخشش کرده است.

to atone for his actions, he donated to charity.

برای طلب بخشش از اعمالش، او به خیریه کمک کرد.

she felt that she had finally atoned for her past mistakes.

او احساس کرد که بالاخره برای اشتباهات گذشته‌اش طلب بخشش کرده است.

he atoned for his mistakes by volunteering in the community.

او به خاطر اشتباهاتش با داوطلب شدن در جامعه، طلب بخشش کرد.

she atoned for her past actions with sincere apologies.

او با عذرخواهی‌های صادقانه، برای اقدامات گذشته‌اش طلب بخشش کرد.

the criminal atoned for his sins by serving time in prison.

جنایتکار برای گناهانش با گذراندن زمان در زندان، طلب بخشش کرد.

they atoned for their negligence by making amends.

آنها با جبران خسارت، برای بی‌احتیاطی خود طلب بخشش کردند.

she felt she had atoned for her mistakes through hard work.

او احساس کرد که با تلاش زیاد، برای اشتباهاتش طلب بخشش کرده است.

he atoned for his behavior by helping those in need.

او با کمک به نیازمندان، برای رفتارش طلب بخشش کرد.

after years of regret, he finally atoned for his past.

پس از سال‌ها پشیمانی، او بالاخره برای گذشته‌اش طلب بخشش کرد.

the company atoned for its mistakes by implementing new policies.

شرکت با اجرای سیاست‌های جدید، برای اشتباهاتش طلب بخشش کرد.

she atoned for her harsh words with a heartfelt letter.

او با یک نامه صمیمانه، برای کلمات تندش طلب بخشش کرد.

in his heart, he knew he had atoned for his wrongdoings.

در قلبش می‌دانست که او برای اعمال نادرستش طلب بخشش کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید