attestant

[ایالات متحده]/əˈtɛstənt/
[بریتانیا]/əˈtɛstənt/

ترجمه

n. شخصی که گواهی می‌دهد یا شواهدی ارائه می‌کند.
adj. برای گواهی دادن یا اثبات چیزی؛ شواهدی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

attestant witness

شهادت شاهد

court attestant

شهادت دادگاه

official attestant

شهادت رسمی

expert attestant

شهادت کارشناس

attestant testimony

شهادت شهود

attestant statement

اظهارات شاهد

sworn attestant

شهادت قسم‌خورده

compelling attestant

شهادت قانع‌کننده

unbiased attestant

شهادت بی‌طرفانه

جملات نمونه

the notary will act as an attestant for the contract.

نویسنده قولنامه به عنوان شاهد برای قرارداد عمل خواهد کرد.

she signed the document as an official attestant.

او به عنوان شاهد رسمی، سند را امضا کرد.

his role as an attestant was crucial for the event.

نقش او به عنوان شاهد برای این رویداد بسیار مهم بود.

they needed an attestant to verify the authenticity.

آنها به یک شاهد برای تأیید اصالت نیاز داشتند.

the witness served as an attestant during the trial.

شهود در طول دادگاه به عنوان شاهد خدمت کرد.

as an attestant, she confirmed the agreement was valid.

به عنوان شاهد، او تأیید کرد که توافق معتبر است.

he acted as an attestant to the historical documents.

او به عنوان شاهد برای اسناد تاریخی عمل کرد.

the court required an attestant for the legal proceedings.

دادگاه برای روند قانونی به یک شاهد نیاز داشت.

being an attestant requires a lot of responsibility.

بودن یک شاهد مسئولیت زیادی را به همراه دارد.

she was chosen as the attestant for the important ceremony.

او به عنوان شاهد برای مراسم مهم انتخاب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید