attorns

[ایالات متحده]/ˈætɔːrnz/
[بریتانیا]/əˈtɔːrnz/

ترجمه

v به عهده گرفتن یا تصاحب حقوق و مسئولیت‌های شخص دیگری، به ویژه در یک زمینه قانونی؛ به رسمیت شناختن مالک یا صاحب‌خانه جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

attorns to tradition

رعایت سنت‌ها

attorns to guidance

رعایت رهنمودها

جملات نمونه

he attorns to the new landlord after the property was sold.

او پس از فروش ملک به موجر جدید منتقل می‌شود.

she attorns to the terms of the lease agreement.

او به شرایط قرارداد اجاره پایبند است.

the tenant must attorn to the new owner of the building.

مستاج باید به مالک جدید ساختمان منتقل شود.

when a property changes hands, all tenants attorn to the new landlord.

هنگامی که ملکی دست به دست می‌شود، تمام مستاجران به موجر جدید منتقل می‌شوند.

they attorn to the authority of the court in this matter.

آنها به اختیار دادگاه در این مورد احترام می‌گذارند.

the lease requires that tenants attorn to any future buyers.

قرارداد اجاره مستلزم این است که مستاجران به هر خریدار آینده احترام بگذارند.

after the sale, the tenants will automatically attorn to the new owner.

پس از فروش، مستاجران به طور خودکار به مالک جدید احترام می‌گذارند.

he agreed to attorn to the new management team.

او با تیم مدیریت جدید همراه شد.

attorning to the new regulations is essential for compliance.

احترام به مقررات جدید برای انطباق ضروری است.

in the event of a sale, all parties must attorn to the new terms.

در صورت فروش، همه طرف‌ها باید به شرایط جدید احترام بگذارند.

the tenant attorns to the new landlord.

مستاج به موجر جدید منتقل می‌شود.

they attorn to the new terms of the lease.

آنها به شرایط جدید اجاره احترام می‌گذارند.

when the property changes hands, the tenant must attorn.

هنگامی که ملک دست به دست می‌شود، مستاج باید منتقل شود.

it is important that the tenant attorns promptly.

مهم است که مستاج به سرعت منتقل شود.

all parties must agree when a tenant attorns.

همه طرف‌ها باید در زمان انتقال مستاج به توافق برسند.

the lease requires the tenant to attorn to any successor.

قرارداد اجاره مستلزم این است که مستاج به هر جانشینی احترام بگذارد.

she attorns to the new rules established by management.

او به قوانین جدیدی که توسط مدیریت تعیین شده احترام می‌گذارد.

attorning is a legal obligation in property transfers.

انتقال یک تعهد قانونی در نقل و انتقالات ملک است.

he will attorn to the new conditions without hesitation.

او بدون تردید به شرایط جدید احترام خواهد گذاشت.

failure to attorn can lead to legal disputes.

عدم انتقال می‌تواند منجر به اختلافات قانونی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید