availableness

[ایالات متحده]/əˈveɪləbəlnəs/
[بریتانیا]/əˈveɪləbəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن در دسترس؛ قابل استفاده بودن؛ دسترسی پذیری
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the system availableness rate has exceeded 99.9% this month.

نرخ دسترسی سیستم این ماه 99.9 درصد را تجاوز کرده است.

high availableness is crucial for mission-critical applications.

دسترسی بالا برای برنامه‌های حیاتی بسیار حیاتی است.

we need to improve the network availableness in rural areas.

ما نیاز داریم تا دسترسی شبکه در مناطق روستایی را بهبود بخشیم.

the cloud service offers guaranteed availableness with backup systems.

سرویس ابری با سیستم‌های پشتیبان دسترسی تضمین شده ارائه می‌دهد.

data availableness is essential for business continuity planning.

دسترسی داده‌ها برای برنامه‌ریزی پیوستگی کسب و کار ضروری است.

server availableness dropped significantly during peak hours.

دسترسی سرور در ساعات پیک به طور قابل توجهی کاهش یافت.

the company promises 24/7 availableness for customer support.

شرکت 24/7 دسترسی را برای پشتیبانی مشتریان تضمین می‌کند.

maximum availableness is achieved through load balancing techniques.

بیشترین دسترسی از طریق فنون توزیع بار به دست می‌آید.

regular maintenance is necessary to maintain system availableness.

نگهداری منظم برای حفظ دسترسی سیستم ضروری است.

the availableness percentage must meet industry standards.

درصد دسترسی باید با استانداردهای صنعتی مطابقت داشته باشد.

achieving total availableness requires redundant infrastructure.

برای دستیابی به دسترسی کامل، زیرساخت‌های اضافی لازم است.

critical availableness features include failover mechanisms.

ویژگی‌های دسترسی حیاتی شامل مکانیزم‌های تغییر به سیستم پشتیبان است.

low availableness can result in significant revenue loss.

دسترسی پایین می‌تواند منجر به زیان درآمدی قابل توجه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید