backbite

[ایالات متحده]/ˈbækˌbaɪt/
[بریتانیا]/ˈbækˌbaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بدی درباره کسی صحبت کردن به طور مخفی یا پشت سر او
n. صحبت کردن به بدی درباره کسی به طور مخفی یا پشت سر او
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbackbites
زمان گذشتهbackbit
قسمت سوم فعلbackbitten
صفت یا فعل حال استمراریbackbiting

عبارات و ترکیب‌ها

be caught backbiting

جلوگیری از غیبت کردن

جملات نمونه

it's disappointing when colleagues backbite each other.

وقتی همکاران پشت سر یکدیگر غیبت می‌کنند، ناامیدکننده است.

she tends to backbite when she's feeling insecure.

وقتی احساس ناامنی می‌کند، او معمولاً غیبت می‌کند.

backbiting can create a toxic work environment.

غیبت می‌تواند یک محیط کار سمی ایجاد کند.

he was hurt by the backbiting of his so-called friends.

او از غیبت دوستانش که خود را دوست می‌گفتند، آسیب دید.

it's better to address issues directly than to backbite.

بهتر است مسائل را به طور مستقیم مطرح کنید تا غیبت کنید.

backbiting can lead to misunderstandings among team members.

غیبت می‌تواند منجر به سوء تفاهم بین اعضای تیم شود.

she realized that backbiting only made things worse.

او متوجه شد که غیبت فقط اوضاع را بدتر می‌کند.

he tried to avoid backbiting in the office.

او سعی کرد از غیبت در محل کار اجتناب کند.

backbiting often stems from jealousy and competition.

غیبت اغلب از حسادت و رقابت نشأت می‌گیرد.

they engaged in backbiting instead of supporting each other.

به جای حمایت از یکدیگر، آنها به غیبت پرداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید