backswords

[ایالات متحده]/ˈbækˌswɔːrd/
[بریتانیا]/ˈbækswɔːrd/

ترجمه

n. نوعی شمشیر یک لبه، که اغلب از چوب برای تمرین یا شمشیربازی ساخته می‌شود؛ یک اصطلاح منسوخ برای شمشیر عریض.

عبارات و ترکیب‌ها

draw backsword

کشیدن شمشیر پشتی

sheath the backsword

غلاف کردن شمشیر پشتی

backsword practice

تمرین شمشیر پشتی

a backsword expert

یک متخصص شمشیر پشتی

swing the backsword

چرخاندن شمشیر پشتی

backsword technique

تکنیک شمشیر پشتی

carry a backsword

حمل شمشیر پشتی

جملات نمونه

the knight drew his backsword in preparation for battle.

شوالیه شمشیر پشتی خود را به عنوان آمادگی برای نبرد بیرون کشید.

he practiced his backsword techniques every day.

او هر روز تکنیک های شمشیر پشتی خود را تمرین می کرد.

she admired the craftsmanship of the antique backsword.

او هنر ساخت شمشیر پشتی قدیمی را تحسین کرد.

the backsword was a popular weapon in the 16th century.

شمشیر پشتی یک سلاح محبوب در قرن شانزدهم بود.

he won the duel using his swift backsword skills.

او با استفاده از مهارت های سریع شمشیر پشتی خود در مبارزه پیروز شد.

she displayed her backsword during the historical reenactment.

او شمشیر پشتی خود را در بازسازی تاریخی به نمایش گذاشت.

the backsword has a unique design that sets it apart.

شمشیر پشتی دارای طراحی منحصر به فردی است که آن را از دیگران متمایز می کند.

he learned to wield a backsword from a master swordsman.

او نحوه استفاده از شمشیر پشتی را از یک استاد شمشیرزن آموخت.

the backsword was often used in traditional martial arts.

شمشیر پشتی اغلب در هنرهای رزمی سنتی مورد استفاده قرار می گرفت.

she felt empowered holding the backsword in her hands.

او احساس قدرت کرد در حالی که شمشیر پشتی را در دستان خود نگه داشته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید