baled hay
کِشَم و علوفه
bale of cotton
باله پنبه
baled goods
کالاها بسته بندی شده
baled wire
سیم بسته بندی شده
he baled out
او از آن خارج شد
bale the water
آب را بسته بندی کرد
baled straw
کِشَم کاه
bale it up
آن را بسته بندی کن
bales of paper
باله های کاغذ
the farmer baled the hay before the rain came.
کشنده قبل از باران علوفه را بستهبندی کرد.
they baled the cardboard to save space in the warehouse.
آنها مقوا را برای صرفهجویی در فضای انبار بستهبندی کردند.
the workers baled the cotton for shipment.
کارگران پنبه را برای ارسال بستهبندی کردند.
after the storm, they baled the debris to clear the area.
بعد از طوفان، آنها برای پاکسازی منطقه، بقایای را بستهبندی کردند.
he baled the grass into neat stacks for the winter.
او علف را در پشتههای مرتب برای زمستان بستهبندی کرد.
they baled the waste paper for recycling.
آنها کاغذهای ضایعاتی را برای بازیافت بستهبندی کردند.
the company baled the plastic waste to reduce environmental impact.
شرکت، برای کاهش اثرات زیست محیطی، زبالههای پلاستیکی را بستهبندی کرد.
she baled the clothes and donated them to charity.
او لباسها را بستهبندی کرد و آنها را به خیریه اهدا کرد.
he baled the leaves in the yard during autumn.
او برگها را در حیاط در فصل پاییز بستهبندی کرد.
the team baled the straw for animal bedding.
تیم، کاه را برای بستر حیوانات بستهبندی کرد.
baled hay
کِشَم و علوفه
bale of cotton
باله پنبه
baled goods
کالاها بسته بندی شده
baled wire
سیم بسته بندی شده
he baled out
او از آن خارج شد
bale the water
آب را بسته بندی کرد
baled straw
کِشَم کاه
bale it up
آن را بسته بندی کن
bales of paper
باله های کاغذ
the farmer baled the hay before the rain came.
کشنده قبل از باران علوفه را بستهبندی کرد.
they baled the cardboard to save space in the warehouse.
آنها مقوا را برای صرفهجویی در فضای انبار بستهبندی کردند.
the workers baled the cotton for shipment.
کارگران پنبه را برای ارسال بستهبندی کردند.
after the storm, they baled the debris to clear the area.
بعد از طوفان، آنها برای پاکسازی منطقه، بقایای را بستهبندی کردند.
he baled the grass into neat stacks for the winter.
او علف را در پشتههای مرتب برای زمستان بستهبندی کرد.
they baled the waste paper for recycling.
آنها کاغذهای ضایعاتی را برای بازیافت بستهبندی کردند.
the company baled the plastic waste to reduce environmental impact.
شرکت، برای کاهش اثرات زیست محیطی، زبالههای پلاستیکی را بستهبندی کرد.
she baled the clothes and donated them to charity.
او لباسها را بستهبندی کرد و آنها را به خیریه اهدا کرد.
he baled the leaves in the yard during autumn.
او برگها را در حیاط در فصل پاییز بستهبندی کرد.
the team baled the straw for animal bedding.
تیم، کاه را برای بستر حیوانات بستهبندی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید