balk

[ایالات متحده]/bɔːk/
[بریتانیا]/bɔːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع; اشتباه
vt. جلوگیری کردن; طفره رفتن
vi. ناگهان متوقف شدن و ادامه ندادن; تردید کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbalking
شکل سوم شخص مفردbalks
جمعbalks
قسمت سوم فعلbalked
زمان گذشتهbalked

جملات نمونه

a balk to one's plans

مانع برنامه‌ها

The horse balked at the jump.

اسب در مقابل پریدن مردد بود.

They balked the robber's plan.

آنها نقشه‌ی دزد را ناکام کردند.

He balked in his speech.

او در وسط سخنرانی مردد شد.

She balked at the very idea of compromise.

او با این ایده مصالحه مخالفت کرد.

They braced up the old house with balks of timber.

آنها با تیرهای چوبی، خانه قدیمی را تقویت کردند.

I wanted to buy the dress, but I balked at the high price.

می‌خواستم آن لباس را بخرم، اما از قیمت بالا امتناع کردم.

It was a fine apartment in which we found ourselves, large, lofty, and heavily raftered with huge balks of age-blackened oak.

این یک آپارتمان عالی بود که در آن خودمان را یافتیم، بزرگ، بلند و با تیرهای سقف بزرگ از چوب بلوط سیاه شده با سن.

نمونه‌های واقعی

I wanted to buy the blouse , but I balked at the high price.

من می‌خواستم بلوز را بخرم، اما از قیمت بالا منصرف شدم.

منبع: Travel English for Going Abroad

Why would they balk at a chance to topple him?

چرا آن‌ها از فرصتی برای سرنگونی او امتناع می‌کردند؟

منبع: NPR News September 2019 Compilation

But they “balk at assuming the risks and burdens” that global leadership entails.

اما آن‌ها از پذیرش خطرات و بار مسئولیت‌های رهبری جهانی امتناع می‌کنند.

منبع: The Economist - Arts

Then he balked at his bonus one year and got popped.

سپس او یک سال از دریافت پاداش خود امتناع کرد و اخراج شد.

منبع: Billions Season 1

The gods balked at this request and were ready to send him away.

خدايان از این درخواست امتناع کردند و آماده بودند او را تبعید کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Yet historians often balk at telling the tumultuous, ideologically charged story in one go.

با این حال، مورخان اغلب از تعریف داستان پرآشوب و ایدئولوژیک در یک زمان امتناع می‌کنند.

منبع: The Economist - Arts

Many potential applicants, she said, balked at the sticker price, and did not investigate further.

بسیاری از متقاضیان بالقوه، او گفت، از قیمت چسبناک امتناع کردند و بیشتر بررسی نکردند.

منبع: New York Times

The CIA balked, Sater claims, and the group retreated to Dushanbe, then back to Moscow.

سیا، طبق ادعای ساتر، امتناع کرد و گروه به دوشنبه و سپس به مسکو بازگشت.

منبع: Newsweek

Some may balk at the idea of limiting dual nationality.

برخی ممکن است از این ایده که تابعیت مضاعف محدود شود، امتناع کنند.

منبع: The Economist (Summary)

It is too much to be balked by so petty an obstacle, when all else had been overcome.

بسیار زیاد است که با چنین مانع کوچکی امتناع کرد، در حالی که همه چیز دیگر برطرف شده است.

منبع: The Sign of the Four

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید