ballyhooed

[ایالات متحده]/ˈbælɪˌhuːd/
[بریتانیا]/ˈbælɪˌhuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور اغراق‌آمیز یا بیش از حد تبلیغ شده؛ به طور گسترده و اغلب با جنجال عمومی شده

عبارات و ترکیب‌ها

ballyhooed event

مناسبت پر سر و صدا

ballyhooed product launch

معرفی محصول پر سر و صدا

ballyhooed celebrity appearance

حضور چهره مشهور پر سر و صدا

ballyhooed victory celebration

جشن پیروزی پر سر و صدا

ballyhooed new restaurant

رستوران جدید پر سر و صدا

ballyhooed promises

وعده‌های پر سر و صدا

ignore the ballyhoo

تبلیغات پر سر و صدا را نادیده بگیرید

جملات نمونه

the film was ballyhooed as a blockbuster before its release.

فیلم قبل از انتشار به عنوان یک فیلم پرفروش تبلیغ می‌شد.

despite all the ballyhooed features, the product didn't perform well.

با وجود تمام ویژگی‌های تبلیغ شده، محصول عملکرد خوبی نداشت.

the ballyhooed event turned out to be a disappointment.

رویداد تبلیغ شده در نهایت ناامیدکننده بود.

many ballyhooed innovations fail to meet expectations.

بسیاری از نوآوری‌های تبلیغ شده موفق به برآورده کردن انتظارات نمی‌شوند.

the artist's ballyhooed gallery opening attracted a large crowd.

افتتاحیه گالری تبلیغ شده هنرمند، جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

he was tired of the ballyhooed promises from politicians.

او از وعده‌های تبلیغ شده سیاستمداران خسته شده بود.

the ballyhooed launch of the new phone drew criticism.

راه‌اندازی تبلیغ شده تلفن جدید با انتقاد روبرو شد.

the ballyhooed deal fell through at the last minute.

معامله تبلیغ شده در آخرین لحظه از هم پاشید.

she was skeptical of the ballyhooed health benefits.

او در مورد فواید سلامتی تبلیغ شده، شک داشت.

the ballyhooed competition ended up being a letdown.

مسابقه تبلیغ شده در نهایت ناامیدکننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید