barrelling

[ایالات متحده]/ˈbærəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbærəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حرکت سریع یا قوی، مانند یک بشکه که در حال غلتیدن است.
v. سریع یا قوی حرکت کردن، مانند یک بشکه که در حال غلتیدن است.

عبارات و ترکیب‌ها

barrelling ahead

حرکت با سرعت به جلو

barrelling into trouble

وارد شدن به دردسر

جملات نمونه

the car was barrelling down the highway at an incredible speed.

خودرو با سرعت باورنکردنی در حال حرکت به سمت بزرگراه بود.

she came barrelling into the room, excited about the news.

او با هیجان در مورد خبرها با سرعت وارد اتاق شد.

the children were barrelling down the hill on their bikes.

کودکان با دوچرخه های خود با سرعت در حال پایین آمدن از تپه بودند.

he was barrelling through his homework to finish before dinner.

او برای اینکه قبل از شام تکالیف خود را تمام کند، با سرعت انجام می داد.

the storm was barrelling towards the coast, causing alarm.

طوفان با سرعت به سمت ساحل در حرکت بود و باعث نگرانی شده بود.

the team was barrelling towards the championship title.

تیم با سرعت به سمت عنوان قهرمانی در حرکت بود.

he was barrelling through the crowd to catch the train.

او برای گرفتن قطار با سرعت از میان جمعیت عبور کرد.

the dog came barrelling out of the house to greet us.

سگ با سرعت از خانه بیرون دوید تا به ما خوشامد بگوید.

she was barrelling through the book, eager to know the ending.

او با اشتیاق برای دانستن پایان داستان، با سرعت کتاب را می خواند.

the athlete was barrelling down the track, aiming for a personal best.

ورزشکار با سرعت در مسیر می دوید و به دنبال بهترین رکورد شخصی خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید