batty

[ایالات متحده]/'bætɪ/
[بریتانیا]/'bæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب و غریب; دیوانه.
Word Forms
صفت تفضیلیbattier
صفت عالیbattiest

عبارات و ترکیب‌ها

going batty

رفتار دیوانه وار

batty behavior

رفتار دیوانه وار

batty ideas

ایده های دیوانه وار

جملات نمونه

you'll drive me batty!.

شما مرا دیوانه می‌کنید!

She's a bit batty but very kind.

او کمی عجیب است اما بسیار مهربان.

He's always coming up with batty ideas.

او همیشه در حال ارائه ایده‌های عجیب است.

The old man down the street is a bit batty.

آن مرد پیر در پایین خیابان کمی عجیب است.

Her batty behavior often makes people laugh.

رفتار عجیب او اغلب باعث خنده مردم می‌شود.

I think she's a bit batty, but in a good way.

فکر می‌کنم او کمی عجیب است، اما به روشی خوب.

The professor's batty theories are always entertaining.

نظریات عجیب پروفسور همیشه سرگرم‌کننده هستند.

Don't listen to that batty old woman.

به آن زن پیر عجیب گوش نده.

His batty sense of humor always brightens my day.

حس شوخ‌طبعی عجیب او همیشه روز من را روشن می‌کند.

The movie had a batty plot that kept me guessing.

فیلم دارای طرحی عجیب بود که مرا در تعجب نگه داشت.

Despite his batty appearance, he's actually quite intelligent.

با وجود ظاهر عجیبش، او در واقع بسیار باهوش است.

نمونه‌های واقعی

Is it going to drive reporters batty?

آیا باعث جنون خبرنگاران خواهد شد؟

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

Mrs Figg, their batty old neighbour, came panting into sight.

خانم فیگ، همسایه پیر و دیوانه آنها، با نفس‌نفس‌زدن در صحنه ظاهر شد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

She looked scared and more batty than ever.

او ترسیده و دیوانه تر از همیشه به نظر می رسید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Batty! " said Edmund, tapping his head. " Quite batty."

«دیوانه!» ادمن گفت و سرش را تپاند. «کاملاً دیوانه.»

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

And if you're anything like me, those will drive you batty.

و اگر مثل من باشید، اینها شما را دیوانه خواهند کرد.

منبع: Edge Technology Blog

These things make me—my eyes go batty.

اینها باعث می شوند - چشمان من دیوانه می شوند.

منبع: Radio Laboratory

A Pennsylvania dentist called Lytle  S. Adams came up with this batty plan.

یک دندانپزشک پنسیلوانیا به نام لیتل اس آدامز به این طرح دیوانه فکر کرد.

منبع: Charming history

His enemy, a batty bawd, ordered a battery, two battleships and several bazookas to batter his house.

دشمنش، یک زن بد اخلاق و دیوانه، یک باتری، دو ناو جنگی و چندین بمبک برای خراب کردن خانه اش سفارش داد.

منبع: Pan Pan

Harry listened to a jingle about Fruit 'n' Bran breakfast cereal while he watched Mrs Figg, a batty cat-loving old lady from nearby Wisteria Walk, amble slowly past.

هری به یک آهنگ درباره غلات صبحانه میوه و جو دوسر گوش داد در حالی که خانم فیگ، یک خانم پیر و دیوانه عاشق گربه از خیابان ویستریا نزدیک، به آرامی از کنارش عبور کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

One hour of answering questions about batty old wizards who'd invented selfstirring cauldrons and they'd be free, free for a whole wonderful week until their exam results came out.

یک ساعت پاسخ دادن به سؤالاتی درباره جادوگران پیر و دیوانه که دیگ های خود همزن را اختراع کرده بودند و آنها آزاد بودند، آزاد برای یک هفته کامل و فوق العاده تا زمانی که نتایج امتحانات آنها مشخص شد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید