befuddles

[ایالات متحده]/bɪˈfʌd(ə)lz/
[بریتانیا]/bəˈfʌd(ə)lz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را گیج یا سردرگم کردن؛ کسی را مست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

befuddles my mind

ذهنم را گیج می‌کند

bemused and befuddled

مبهم و گیج

befuddles the experts

متخصصان را گیج می‌کند

completely befuddled by

کاملاً گیج شده توسط

be completely befuddled

کاملاً گیج شود

befuddle the audience

مخاطبان را گیج کند

جملات نمونه

the complex instructions befuddles many users.

دستورالعمل‌های پیچیده بسیاری از کاربران را گیج می‌کند.

his sudden change of plans befuddles everyone involved.

تغییر ناگهانی برنامه‌های او همه افراد درگیر را گیج می‌کند.

the scientific jargon befuddles the general public.

واژگان علمی عموم مردم را گیج می‌کند.

her explanation only befuddles the students further.

توضیحات او فقط باعث سردرگمی بیشتر دانش‌آموزان می‌شود.

the puzzle befuddles even the most experienced players.

این معما حتی بازیکنان باتجربه را نیز گیج می‌کند.

the plot twist befuddles the audience completely.

پیچش داستانی مخاطبان را کاملاً گیج می‌کند.

his behavior befuddles his friends and family.

رفتار او دوستان و خانواده‌اش را گیج می‌کند.

the math problem befuddles me every time.

هر بار مسئله ریاضی من را گیج می‌کند.

the new software update befuddles many users.

به‌روزرسانی جدید نرم‌افزار بسیاری از کاربران را گیج می‌کند.

the riddle befuddles even the smartest kids.

این معما حتی باهوش‌ترین بچه‌ها را نیز گیج می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید