bender

[ایالات متحده]/ˈbendər/
[بریتانیا]/ˈbɛndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اشیاء را می‌پیچاند یا خم می‌کند؛ سکه شش پنی؛ دوره‌ای از نوشیدن بیش از حد یا استفاده از مواد مخدر
Word Forms
جمعbenders

عبارات و ترکیب‌ها

a spending bender

یک دوره خرج کردن

work bender

یک دوره کاری پرمشقت

eating bender

یک دوره پرخوری

video game bender

یک دوره بازی ویدیویی

creative bender

یک دوره خلاقیت

a chocolate bender

یک دوره شکلات خوردن

sleep bender

یک دوره بی‌خوابی

جملات نمونه

he went on a bender last weekend.

او آخر هفته گذشته به یک مهمانی طولانی و وحشی رفت.

after the breakup, she had a serious bender.

بعد از جدایی، او یک مهمانی طولانی و وحشی جدی داشت.

they planned a bender for the holiday.

آنها برای تعطیلات یک مهمانی طولانی و وحشی برنامه ریزی کردند.

it's not wise to go on a bender before an important meeting.

قبل از یک جلسه مهم، رفتن به یک مهمانی طولانی و وحشی خریدار نیست.

he often regrets his benders the next day.

او اغلب روز بعد از مهمانی های طولانی و وحشی خود پشیمان است.

during the bender, they lost track of time.

در طول مهمانی طولانی و وحشی، آنها ردیابی زمان را از دست دادند.

she promised herself to avoid another bender.

او قول داد که از رفتن به یک مهمانی طولانی و وحشی دیگر خودداری کند.

his friends tried to stop him from going on a bender.

دوستانش سعی کردند از رفتن او به یک مهمانی طولانی و وحشی جلوگیری کنند.

a bender can lead to serious health issues.

یک مهمانی طولانی و وحشی می تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

after a long week, he deserves a little bender.

بعد از یک هفته طولانی، او لیاقت یک مهمانی طولانی و وحشی کوچک را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید