berserker

[ایالات متحده]/ˈbɜːrsərˌkər/
[بریتانیا]/ˈbɝːsərˌkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که وحشی و کنترل‌نشده است، به‌ویژه در نبرد؛ در اسطوره‌شناسی نورس، جنگجویی که با جنون وحشیانه و بی‌توجهی به ایمنی خود می‌جنگد.
adv. بدون زره.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

berserker rage

خشم ​​برسرک

berserker mentality

نگاه برسرک

berserker attack

حمله برسرک

a berserker's fury

خشم یک برسرک

berserker spirit

روح برسرک

unleash your berserker

برسرک خود را آزاد کنید

berserker strength

قدرت برسرک

berserker mode

حالت برسرک

جملات نمونه

the berserker charged into battle without fear.

بربر با ترس وارد جنگ شد.

in the game, the berserker has incredible strength.

در بازی، بربر قدرت فوق العاده ای دارد.

he felt like a berserker when he unleashed his rage.

وقتی خشم خود را رها کرد، احساس کرد که یک بربر است.

the berserker's battle cry echoed across the field.

جیغ جنگی بربر در سراسر میدان طنین انداز شد.

many legends speak of the berserker's fury.

افسانه های زیادی از خشم بربر صحبت می کنند.

she chose the berserker class for her character.

او کلاس بربر را برای شخصیت خود انتخاب کرد.

the berserker fought with unmatched ferocity.

بربر با خشونت بی رقیب جنگید.

he transformed into a berserker during the fight.

او در طول مبارزه به یک بربر تبدیل شد.

the berserker's rage made him unstoppable.

خشم بربر او را متوقف نکرد.

they admired the berserker's bravery in combat.

آنها شجاعت بربر را در نبرد تحسین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید