besties forever
دوستهایم برای همیشه
my besties
دوستهای من
our besties
دوستهای ما
besties for life
دوستهایم برای زندگی
besties reunited
دوستهایم دوباره گرد هم آمدند
besties hanging
دوستهایم در حال گرد هم شدن هستند
besties chatting
دوستهایم در حال گفتگو هستند
besties bonding
دوستهایم در حال ارتباط و نزدیکی هستند
besties laughed
دوستهایم خندهاند
besties support
پشتیبانی از دوستهایم
we’ve been besties since kindergarten.
از دوره کودکانه با هم دوست بودهایم.
they became besties after joining the same soccer team.
پس از ورود به یک تیم فوتبال، دوستانشان شدند.
my sister and i are besties, even when we argue.
خواهرم و من با هم دوست هستیم، حتی وقتی با هم درگیر میشویم.
she called her besties to celebrate the good news.
او دوستانش را برای جشن خبر خوب خواند.
we’re still besties despite living in different cities.
ما هنوز دوست هستیم، با وجود اینکه در شهرهای مختلف زندگی میکنیم.
the two coworkers turned into besties over coffee breaks.
دو همکار در طول استراحتهای قهوهای به دوستی یکدیگر تبدیل شدند.
as besties, we always tell each other the truth.
به عنوان دوستهای خوب، همیشه با یکدیگر صادق هستیم.
we took a besties trip to the coast last weekend.
پایان هفته گذشته ما یک سفر دوستهای خوب به ساحل را انجام دادیم.
besties for life, they promised to stay in touch.
دوستهای خوب برای همیشه، به یکدیگر پیام دادن را وعده کردند.
my besties and i started a group chat for daily check-ins.
من و دوستهایم یک گروه چت را برای بررسیهای روزانه شروع کردیم.
we have matching besties bracelets from the fair.
ما داریم یک گردنبند دوستهای خوب با یکدیگر از بازار.
even after the misunderstanding, they made up and stayed besties.
حتی پس از سوءتفاهم، آنها با هم صلح کردند و دوستهای خوب باقی ماندند.
besties forever
دوستهایم برای همیشه
my besties
دوستهای من
our besties
دوستهای ما
besties for life
دوستهایم برای زندگی
besties reunited
دوستهایم دوباره گرد هم آمدند
besties hanging
دوستهایم در حال گرد هم شدن هستند
besties chatting
دوستهایم در حال گفتگو هستند
besties bonding
دوستهایم در حال ارتباط و نزدیکی هستند
besties laughed
دوستهایم خندهاند
besties support
پشتیبانی از دوستهایم
we’ve been besties since kindergarten.
از دوره کودکانه با هم دوست بودهایم.
they became besties after joining the same soccer team.
پس از ورود به یک تیم فوتبال، دوستانشان شدند.
my sister and i are besties, even when we argue.
خواهرم و من با هم دوست هستیم، حتی وقتی با هم درگیر میشویم.
she called her besties to celebrate the good news.
او دوستانش را برای جشن خبر خوب خواند.
we’re still besties despite living in different cities.
ما هنوز دوست هستیم، با وجود اینکه در شهرهای مختلف زندگی میکنیم.
the two coworkers turned into besties over coffee breaks.
دو همکار در طول استراحتهای قهوهای به دوستی یکدیگر تبدیل شدند.
as besties, we always tell each other the truth.
به عنوان دوستهای خوب، همیشه با یکدیگر صادق هستیم.
we took a besties trip to the coast last weekend.
پایان هفته گذشته ما یک سفر دوستهای خوب به ساحل را انجام دادیم.
besties for life, they promised to stay in touch.
دوستهای خوب برای همیشه، به یکدیگر پیام دادن را وعده کردند.
my besties and i started a group chat for daily check-ins.
من و دوستهایم یک گروه چت را برای بررسیهای روزانه شروع کردیم.
we have matching besties bracelets from the fair.
ما داریم یک گردنبند دوستهای خوب با یکدیگر از بازار.
even after the misunderstanding, they made up and stayed besties.
حتی پس از سوءتفاهم، آنها با هم صلح کردند و دوستهای خوب باقی ماندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید