betiding

[ایالات متحده]/bɪˈtaɪdɪŋ/
[بریتانیا]/biˈtaɪdɪŋ/

ترجمه

v. عمل وقوع چیزی یا اتفاق افتادن برای کسی؛ وقوع یک رویداد.

عبارات و ترکیب‌ها

betide what may

به هر حال

await betidings

صبر کردن برای اخبار

جملات نمونه

something strange is betiding in the town.

یک اتفاق عجیب در حال رخ دادن در شهر است.

she felt that a change was betiding in her life.

او احساس کرد که تغییراتی در حال رخ دادن در زندگی اوست.

events of great importance are betiding this week.

این هفته وقایعی با اهمیت فراوان در حال وقوع است.

he sensed that trouble was betiding around the corner.

او حس کرد که مشکلی در حال رخ دادن در نزدیکی است.

they were unaware of the dangers betiding their journey.

آنها از خطراتی که در حال وقوع در سفر آنها بود آگاه نبودند.

a storm is betiding, so we should take precautions.

طوفنی در حال وقوع است، بنابراین باید احتیاط کنیم.

changes in the environment are betiding rapidly.

تغییرات در محیط زیست به سرعت در حال وقوع است.

she knew that something special was betiding her career.

او می دانست که اتفاقی خاص در حال رخ دادن در حرفه اوست.

there are whispers of something betiding in the political arena.

همچینی شایعاتی در مورد اتفاقی در عرصه سیاسی وجود دارد.

as the night fell, magic was betiding in the air.

همانطور که شب فرا رسید، جادو در هوا در حال وقوع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید