bevelling

[ایالات متحده]/ˈbɛvəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɛvəlɪŋ/

ترجمه

v.عمل برش یا آسیاب کردن یک لبه یا سطح در یک زاویه.
n.یک لبه یا سطح زاویه‌دار.

جملات نمونه

bevelling the edges of the wood gives it a smoother finish.

برگرداندن لبه‌های چوب باعث ایجاد روکش صاف‌تر می‌شود.

the bevelling process is essential for creating a professional look.

فرآیند برگرداندن برای ایجاد ظاهری حرفه‌ای ضروری است.

we need to consider bevelling when designing the furniture.

ما باید هنگام طراحی مبلمان، برگرداندن را در نظر بگیریم.

bevelling can help reduce the risk of chipping.

برگرداندن می‌تواند به کاهش خطر تراشه خوردن کمک کند.

he spent hours bevelling the glass for the new tabletop.

او ساعت‌ها برای صفحه روی جدید، شیشه را برگرداند.

bevelling the tiles makes them easier to install.

برگرداندن کاشی‌ها نصب آنها را آسان‌تر می‌کند.

the architect suggested bevelling the corners for safety.

معمار پیشنهاد کرد برای ایمنی، گوشه‌ها را برگردانند.

bevelling is a common technique in woodworking.

برگرداندن یک تکنیک رایج در نجاری است.

they used a specialized tool for bevelling the metal edges.

آنها از یک ابزار تخصصی برای برگرداندن لبه‌های فلز استفاده کردند.

bevelling improves the aesthetic appeal of the product.

برگرداندن ظاهر محصول را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید