biffs

[ایالات متحده]/bɪfs/
[بریتانیا]/bɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه یا سیلی.
v. به شدت ضربه زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

exchange biffs

تبادلات بیف

take some biffs

برداشتن بیف ها

avoid the biffs

اجتناب از بیف ها

biffs and bruises

بیف ها و کبودی ها

جملات نمونه

he biffs the ball into the outfield.

او توپ را به بیرون از زمین می‌فرستد.

she often biffs her lines during rehearsals.

او اغلب در طول تمرینات، دیالوگ‌هایش را فراموش می‌کند.

the player biffs the shot and misses the goal.

بازیکن شوت را خراب می‌کند و گل را از دست می‌دهد.

he biffs his chance to impress the coach.

او فرصتش برای تحت تاثیر قرار دادن مربی را خراب می‌کند.

during the game, she biffs a simple pass.

در طول بازی، او یک پاس ساده را خراب می‌کند.

don't worry if you biff; just keep trying.

نگران نباشید اگر اشتباه کردید؛ فقط به تلاش خود ادامه دهید.

he biffs the presentation due to lack of preparation.

او به دلیل نداشتن آمادگی، ارائه را خراب می‌کند.

she biffs the recipe and it doesn't turn out well.

او دستور العمل را خراب می‌کند و نتیجه خوبی نمی‌شود.

the team biffs the final play and loses the game.

تیم حرکت آخر را خراب می‌کند و بازی را می‌بازد.

he often biffs when trying new sports.

او اغلب وقتی ورزش‌های جدید را امتحان می‌کند، اشتباه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید